هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از بیوفایی معشوق شکایت دارد و به زیباییها و دردهای عشق اشاره میکند. همچنین، از مستی عشق و تسلیم در برابر معشوق صحبت میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و تسلیم در برابر معشوق نیاز به درک بالاتری از روابط انسانی دارد.
شماره ۳۴ - ای بی وفا که عمری سازیم با جفایت
ای بی وفا که عمری سازیم با جفایت
با ما سری نداری بازیم سر به پایت ۱
بس خون که در دل افتاد از بوی باده تو
بس پای کو به گل ماند از حسن دست خایت ۲
غوغای عهد ضحاک یکباره خیزد از خلق
بر دوش اگر ببینند آن طرّه دوتایت ۳
ما را و مدعی را در بزم عشق قربی است
کو از شراب بی خود ما مست از لقایت ۴
ما رأی خویشتن را باری عدم شمردیم
ایدون هر آنچه خواهی میکن که رأی رایت ۵
گوهر چو قابل افتد گویند کش بها نیست
آن گوهری که نبود ای سیم تن بهایت ۶
با ما سری نداری بازیم سر به پایت ۱
بس خون که در دل افتاد از بوی باده تو
بس پای کو به گل ماند از حسن دست خایت ۲
غوغای عهد ضحاک یکباره خیزد از خلق
بر دوش اگر ببینند آن طرّه دوتایت ۳
ما را و مدعی را در بزم عشق قربی است
کو از شراب بی خود ما مست از لقایت ۴
ما رأی خویشتن را باری عدم شمردیم
ایدون هر آنچه خواهی میکن که رأی رایت ۵
گوهر چو قابل افتد گویند کش بها نیست
آن گوهری که نبود ای سیم تن بهایت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳ - غم نیست گر نه ما را دور فلک به کام است
گوهر بعدی:شماره ۳۵ - امروز همه خرّمی دولت دین است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.