هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و شیفتگی به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که پس از جستوجو در همه عالم، چیزی بهتر از عشق او نیافته است. او از زلف آشفته و نگاه خونین معشوق یاد میکند و وفاداری خود را به او ابراز میدارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۴۵ - گشتیم همه عالم و جای دگری نیست
گشتیم همه عالم و جای دگری نیست
دیدیم و ز سودای غمت خوبتری نیست ۱
تا شیفته سامان گذرد خاطرم ای دوست،
از زلف تو در خاطرم آشفته تری نیست ۲
سرتاسر نخجیرگه عشق مپندار،
کز ناوک مژگان تو خونین جگری نیست ۳
جانانه وبل جان منی زآن رخ و زآن لب
پنهان ز چه دارم، که جز اینم هنری نیست ۴
دارند به گلزار تو مرغان خوش آواز
پرواز، و دریغا که مرا بال و پری نیست ۵
دیدار رخت نیست مگر کار سکندر
کایینه گری شیوه هر بی بصری نیست ۶
در راه وفاداری آن سخت دل، افسر
جز خضر محبت دگرم راهبری نیست ۷
دیدیم و ز سودای غمت خوبتری نیست ۱
تا شیفته سامان گذرد خاطرم ای دوست،
از زلف تو در خاطرم آشفته تری نیست ۲
سرتاسر نخجیرگه عشق مپندار،
کز ناوک مژگان تو خونین جگری نیست ۳
جانانه وبل جان منی زآن رخ و زآن لب
پنهان ز چه دارم، که جز اینم هنری نیست ۴
دارند به گلزار تو مرغان خوش آواز
پرواز، و دریغا که مرا بال و پری نیست ۵
دیدار رخت نیست مگر کار سکندر
کایینه گری شیوه هر بی بصری نیست ۶
در راه وفاداری آن سخت دل، افسر
جز خضر محبت دگرم راهبری نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴ - ای ماه وشان همه غلامت
گوهر بعدی:شماره ۴۶ - مهر چهری که منور بصر کوکب از اوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.