هوش مصنوعی:
شاعر از تهی شدن کاسه از می و کیسه از زر شکایت دارد و از نبود ساقی و دلبر گله میکند. او اشاره میکند که اگر کسی با او خوشی میخواهد، باید به جای دیگری برود. سپس به ستایش معشوق خود میپردازد و او را با توصیفاتی مانند یاقوت لب و خورشید منظر میستاید.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین ممکن است نیاز به توضیح برخی از اصطلاحات و مفاهیم ادبی داشته باشد.
شماره ۹۹ - تهی شد کاسه از می، کیسه از زر
تهی شد کاسه از می، کیسه از زر
نه ساقی مهربان با من، نه دلبر ۱
اگر با ما خوشی این جان و این دل
می و زر گر بخواهی جای دیگر ۲
بنام ایزد، مرا در خانه باشد،
بتی یاقوت لب، خورشید منظر ۳
ز یاقوتش عیان لعل مصفّا
به خورشیدش نهان ماه منور ۴
نه ساقی مهربان با من، نه دلبر ۱
اگر با ما خوشی این جان و این دل
می و زر گر بخواهی جای دیگر ۲
بنام ایزد، مرا در خانه باشد،
بتی یاقوت لب، خورشید منظر ۳
ز یاقوتش عیان لعل مصفّا
به خورشیدش نهان ماه منور ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۱۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۸ - از جان بگسل، صحبت جانانه به دست آر
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰ - ما را، ز دل، اندر غم دلبر، گله بسیار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.