هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از زبان عاشقی بیان می‌شود که با وجود غم و رنج عشق، همچنان شیفته معشوق است. شاعر از کبر و غرور معشوق می‌گوید و اینکه این رفتارها باعث شادی معشوق و غم عاشق می‌شود. همچنین، او اشاره می‌کند که در عشق، غم و شادی یکی هستند و تفاوتی بین ماتم و جشن وجود ندارد. در پایان، شاعر با اشاره به داستان سلیمان و مورچه، به معشوق یادآوری می‌کند که حتی بزرگان نیز گاهی به کوچکترها توجه می‌کنند.
رده سنی: 15+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و اخلاقی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و کنایه‌های پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

شماره ۱۰۹ - ای که بر ما گذری با همه کبر و غرور

ای که بر ما گذری با همه کبر و غرور
غم ما شیفتگان آوردت عیش و سرور ۱

این همه گام که از کبر گذاری به زمین
هیچ دانی که بود دیده ما فرش عبور ۲

چه غم ار ز آن که کند، بر تو نظر کوته بین
دیده مرغ شب از دیدن مهر آمده کور ۳

چیست وقتی که بخواهم غم عشقت دم مرگ،
چیست روزی که ببینم مه رویت شب گور ۴

غم و شادی همه یکسان بنماید در عشق
خود تفاوت نبود با غم دل ماتم و سور ۵

افسرا، گر ننهد پا بسرت دوست، مرنج
که سلیمان ننهد تاج شهی بر سر مور ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۱۷۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۸ - چشم بدبین فلک بادا هم از روی تو کور
گوهر بعدی:شماره ۱۱۰ - ساقی بیار باده که آمد بهار باز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.