هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از عشق و جدایی سخن میگوید. او از زلف معشوق، خورشید، و شبهای تاریک به عنوان نمادهای عشق و اندوه استفاده میکند و از معشوق میخواهد که او را فراموش نکند.
رده سنی:
15+
این شعر دارای مفاهیم عاطفی عمیق و نمادهای ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیدهتر، آن را برای مخاطبان با سن بالاتر مناسب میکند.
شماره ۱۳۱ - بر دوش فکند زلف را دوش
بر دوش فکند زلف را دوش
خورشید ز شام شد زره پوش ۱
زلفش چو شبان تار عشاق
در ماتم بخت ما سیه پوش ۲
هنگامه صبح رستخیز است
آن شام، که گیرمش در آغوش ۳
ما یاد تو می کنیم دایم،
ما را تو چرا کنی فراموش؟ ۴
از بهر خدا چگونه باشد،
با ناله ما، لب تو خاموش؟ ۵
از لعل لبان شکر فروشی
از ابروی خویش سرکه مفروش ۶
خورشید ز شام شد زره پوش ۱
زلفش چو شبان تار عشاق
در ماتم بخت ما سیه پوش ۲
هنگامه صبح رستخیز است
آن شام، که گیرمش در آغوش ۳
ما یاد تو می کنیم دایم،
ما را تو چرا کنی فراموش؟ ۴
از بهر خدا چگونه باشد،
با ناله ما، لب تو خاموش؟ ۵
از لعل لبان شکر فروشی
از ابروی خویش سرکه مفروش ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۰ - چشمه حیوان بر ارباب هوش
گوهر بعدی:شماره ۱۳۲ - دوش دیدم بر در میخانه پیر میفروش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.