هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و احساسات خود نسبت به معشوق سخن میگوید. او از اسارت دل در زلف یار، بیقراری و آشفتگی ناشی از عشق، و قدرت عشق در تسخیر جهان میگوید. همچنین، شاعر به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که درک کامل آن ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند اسارت دل و بیقراری ناشی از عشق نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۳۳ - خوشا سودای عشق و روزگارش
خوشا سودای عشق و روزگارش
وز آن خوش تر به جان ما شرارش ۱
دلم در زلف او عمری اسیر است
من آشفته سامان یادگارش ۲
توانم برد چشم ناتوانش
قرارم برد زلف بی قرارش ۳
مسلمانان ز عشق روی خوبان
دلی دارم، ندارم اختیارش ۴
بنام ایزد مرا باشد نگاری،
که مانی شرمسار است از نگارش ۵
نمی دانم چه باغست این محبت
که برق آرد به جان گل شرارش ۶
در آن وادی که عشق آید به جولان
جهان تسخیر یک چابکسوارش ۷
وز آن خوش تر به جان ما شرارش ۱
دلم در زلف او عمری اسیر است
من آشفته سامان یادگارش ۲
توانم برد چشم ناتوانش
قرارم برد زلف بی قرارش ۳
مسلمانان ز عشق روی خوبان
دلی دارم، ندارم اختیارش ۴
بنام ایزد مرا باشد نگاری،
که مانی شرمسار است از نگارش ۵
نمی دانم چه باغست این محبت
که برق آرد به جان گل شرارش ۶
در آن وادی که عشق آید به جولان
جهان تسخیر یک چابکسوارش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۲ - دوش دیدم بر در میخانه پیر میفروش
گوهر بعدی:شماره ۱۳۴ - ای که تو را ز شام مو، روی دمیده چون فلق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.