هوش مصنوعی:
این متن یک شعر عاشقانه است که در آن شاعر به بیان عشق و وابستگی شدید خود به معشوق میپردد. او خود را به موجوداتی مانند بلبل، قمری، برق و کاه تشبیه میکند تا عمق احساساتش را نشان دهد. شاعر از رنجهای عشق و جدایی میگوید و معشوق را منبع زندگی و مرگ خود میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و جدایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۴۲ - من که سودا زده روی توام
من که سودا زده روی توام
بسته سلسله موی توام ۱
من که خود بلبل هر گل نشوم
قمری قامت دلجوی توام ۲
هر شب از دست غمت جان سپرم
هر سحر زنده کند بوی توام ۳
همچو برقی که به خرمن گذرد
سوخت سر تا به قدم خوی توام ۴
روز و شب صحبت هر انجمن است
قصه روی تو و موی توام ۵
تیغ بر کشتن من آخته ای
بنده ساعد و بازوی توام ۶
هر کسی سوی کسی دیده برد
من همه دیده و دل سوی توام ۷
گر بود کوه احد پیکر من
همچو کاهی به ترازوی توام ۸
ای که از یک نگهم زنده کنی
کشته تیغ دو ابروی توام ۹
ای که با جنبش آن زلف دراز
صولجان داری و من گوی توام ۱۰
افسرا، فاش تر از این می گوی
که بود گلشن جان کوی توام ۱۱
بسته سلسله موی توام ۱
من که خود بلبل هر گل نشوم
قمری قامت دلجوی توام ۲
هر شب از دست غمت جان سپرم
هر سحر زنده کند بوی توام ۳
همچو برقی که به خرمن گذرد
سوخت سر تا به قدم خوی توام ۴
روز و شب صحبت هر انجمن است
قصه روی تو و موی توام ۵
تیغ بر کشتن من آخته ای
بنده ساعد و بازوی توام ۶
هر کسی سوی کسی دیده برد
من همه دیده و دل سوی توام ۷
گر بود کوه احد پیکر من
همچو کاهی به ترازوی توام ۸
ای که از یک نگهم زنده کنی
کشته تیغ دو ابروی توام ۹
ای که با جنبش آن زلف دراز
صولجان داری و من گوی توام ۱۰
افسرا، فاش تر از این می گوی
که بود گلشن جان کوی توام ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۱ - که میگوید که من دلبر ندارم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۳ - ای که بی کام لبت یک نفس آرام ندارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.