هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او از دل‌باختگی، فراق و درد عشق می‌نالد و بیان می‌کند که حتی رهایی از قید وجود و عدم نیز او را از یاد معشوق رها نکرده است. شعار به عشق به عنوان یک تجربه عمیق و دردناک نگاه می‌کند که جان او را گرفته اما از یادش نمی‌رود.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'از تنم جان رود' و 'غم عشق تو' ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامناسب یا سنگین باشد.

شماره ۱۵۹ - از نوا کم نکنم، تا نکند آزادم

از نوا کم نکنم، تا نکند آزادم
گر قفس گلشن و گلشن قفس صیادم ۱

آن نهان عشوه، که آوردی و بردی دل من
از تنم جان رود و آن نرود از یادم ۲

رنج دل در طلب راحت جان دولت نیست
دولت آن است که من در طلبش جان دادم ۳

هیچ کم می نکند زآتش و آب و دل و چشم
غم عشق تو، که چون خاک دهد بر بادم ۴

تو چو شیرینی و پرویز هوس پیشه، رقیب
سینه ام کوه و غمت تیشه و من فرهادم ۵

نهم از دایره خط عدم، پا آن سوی
دست جور تو گر این گونه کند بنیادم ۶

افسر، از قید وجود و عدم آزاد شدم
تا به دام سر زلفین بتان افتادم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۷۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۸ - قدح را در کف ساقی، ز حسرت خون جگر کردم
گوهر بعدی:شماره ۱۶۰ - ما که از صهبای جام عشق تو مستیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.