هوش مصنوعی:
این شعر از مولوی بیانگر درد عشق و فراق است. شاعر با استفاده از استعارههای آشپزی مانند دیگ، آتش، و کباب، احساسات درونی خود را توصیف میکند. او از سوختن دل در آتش عشق، گریه از دوری معشوق، و حسادت به رقیب میگوید. اشکهایش مانند روغن داغ و دلش مانند دیگ جوشان است. این شعر ترکیبی از درد و شیدایی عرفانی را نشان میدهد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با استعارههای پیچیده، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، توصیف درد و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
بخش ۳۸ - صفت طبّاخ
طبّاخ ز پختگی مرا سوخت
از سوختنم رخش بر افروخت ۱
هست از خط سبز آن گرامی
صبحم، که تعب نموده شامی ۲
دل در بر و من ز حیرت او
هر لحظه کنم فغان که کوکو ۳
دارم چشمی به روی جانان
چون چشم پیاز حلقه، حیران ۴
سوز دلم از رقیب قلاش
همچون مگسِ فتاده بر آش ۵
از دود، دلم شدست گریان
من چون نشوم کباب بریان ۶
در سینه ی من دل مشوش
کز دوری او بود در آتش ۷
نالان شده، اشک چون چکیده
چون روغنِ داغِ آب دیده ۸
هر گاه نفس کشم دهد بو
دم پخت دلم ز آتش او ۹
از حسرت آن عذار گل پوش
باشد دل من چو دیگ در جوش ۱۰
هر یک به زبان تُرک و تاجیک
چون شعله بود بزیر آن دیگ ۱۱
دل را افزود، از فغان درد
این آش نگشت از نفس سرد ۱۲
از سوختنم رخش بر افروخت ۱
هست از خط سبز آن گرامی
صبحم، که تعب نموده شامی ۲
دل در بر و من ز حیرت او
هر لحظه کنم فغان که کوکو ۳
دارم چشمی به روی جانان
چون چشم پیاز حلقه، حیران ۴
سوز دلم از رقیب قلاش
همچون مگسِ فتاده بر آش ۵
از دود، دلم شدست گریان
من چون نشوم کباب بریان ۶
در سینه ی من دل مشوش
کز دوری او بود در آتش ۷
نالان شده، اشک چون چکیده
چون روغنِ داغِ آب دیده ۸
هر گاه نفس کشم دهد بو
دم پخت دلم ز آتش او ۹
از حسرت آن عذار گل پوش
باشد دل من چو دیگ در جوش ۱۰
هر یک به زبان تُرک و تاجیک
چون شعله بود بزیر آن دیگ ۱۱
دل را افزود، از فغان درد
این آش نگشت از نفس سرد ۱۲
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۲
۱۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۳۷ - صفت رمّال
گوهر بعدی:بخش ۳۹ - صفت تیرگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.