هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از بیوفایی و جفای معشوق است. شاعر از احساسات خود در قبال جدایی، ناامیدی و تأثیرات عاطفی این روابط ناکام سخن میگوید. او از مقایسه معشوق با لیلی و خود با مجنون یاد میکند و به تلخیهای عشق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل موضوعات عاطفی عمیق، ناامیدی و درد عشق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی دارد.
شماره ۱۴۴ - بی وفائی که علاج دل پرخونم کرد
بی وفائی که علاج دل پرخونم کرد
ریخت از تیغ جفا خونم و ممنونم کرد ۱
تا تو در حسن و وفا لیلی ثانی گشتی
در وفای تو جهان ثانی مجنونم کرد ۲
من که افسانه ام امروز به شیرین سخنی
لب شیرین تو از یک سخن افسونم کرد ۳
نه همین کرد جدا بخت بد از یار مرا
کرد هر کار به من طالع وارونم کرد ۴
مدعی از سر کوی تو نرفت این سهل است
رفته رفته ز سر کوی تو بیرونم کرد ۵
در همه شهر ز خوبان به یکی بودم شاد
کرد او نیز ز من دوری و محزونم کرد ۶
هر گه آن سرو روان شعر مرا خواند رفیق
آفرین بر سخن دلکش موزونم کرد ۷
ریخت از تیغ جفا خونم و ممنونم کرد ۱
تا تو در حسن و وفا لیلی ثانی گشتی
در وفای تو جهان ثانی مجنونم کرد ۲
من که افسانه ام امروز به شیرین سخنی
لب شیرین تو از یک سخن افسونم کرد ۳
نه همین کرد جدا بخت بد از یار مرا
کرد هر کار به من طالع وارونم کرد ۴
مدعی از سر کوی تو نرفت این سهل است
رفته رفته ز سر کوی تو بیرونم کرد ۵
در همه شهر ز خوبان به یکی بودم شاد
کرد او نیز ز من دوری و محزونم کرد ۶
هر گه آن سرو روان شعر مرا خواند رفیق
آفرین بر سخن دلکش موزونم کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۳ - نمیگویم ترا مهر و وفا اصلا نمیباشد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۵ - بهار آمد و یار کسی نمیآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.