هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و غم ناشی از آن سخن میگوید. او از جدایی و رنجهای عشق مینالد و آرزو میکند که دوباره به وصال معشوق برسد. همچنین، شاعر از تسلیم شدن در برابر عشق و پذیرش سرنوشت خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۷ - عشق توگرفت جای جان را
عشق توگرفت جای جان را
جان نیست به جز غمت روان را ۱
تا بخت بهار حسنت آراست
بستند براو ره ی خزان را ۲
بر سر مزن آستین اکراه
نسپارده سر برآستان را ۳
دادم به گدایی در دوست
سلطانی ملک جاودان را ۴
چون پیش توکز زمانه شادی
اظهار کنم غم نهان را ۵
با هجر کشیدگان توان گفت
رنج دل ماجرای جان را ۶
دیری است که مرغ دل به دامت
بدرود سروده آشیان را ۷
کردی به خموشیم ترحم
منت نکشم دگر فغان را ۸
در کنج قفس دگر صفایی
بگذار هوای گلستان را ۹
جان نیست به جز غمت روان را ۱
تا بخت بهار حسنت آراست
بستند براو ره ی خزان را ۲
بر سر مزن آستین اکراه
نسپارده سر برآستان را ۳
دادم به گدایی در دوست
سلطانی ملک جاودان را ۴
چون پیش توکز زمانه شادی
اظهار کنم غم نهان را ۵
با هجر کشیدگان توان گفت
رنج دل ماجرای جان را ۶
دیری است که مرغ دل به دامت
بدرود سروده آشیان را ۷
کردی به خموشیم ترحم
منت نکشم دگر فغان را ۸
در کنج قفس دگر صفایی
بگذار هوای گلستان را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۱۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶ - الهی مهربان کن دلبر نامهربانم را
گوهر بعدی:شماره ۲۸ - بیا به چشم تماشا کن اشکباران را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.