هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و جذابیت معشوق سخن می‌گوید. او از تأثیرات عمیق این عشق بر دل و جان خود می‌گوید و معشوق را به عنوان منبع آموختن هنرهای مختلف مانند دلبری، سحر و جادو، و حتی ستمگری توصیف می‌کند. شاعر از زیبایی و جادوی معشوق چنان سخن می‌گوید که گویی همه چیز از او آموخته شده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ستمگری و جادو ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح داشته باشند.

شماره ۵۴ - دلی در آتش عشقت سمندری آموخت

دلی در آتش عشقت سمندری آموخت
کز آب چشم بط آسا شناوری آموخت ۱

ز دست تست دلی هرکجا به پای فتاد
که هر بتی ز تو آداب دلبری آموخت ۲

به جادوی تو عیان دیده ام به رأی العین
که سامری هم از او رسم ساحری آموخت ۳

از آن خطای تو خوانم جفای خوبان را
که خصلت تو به تکران ستمگری آموخت ۴

مرا به سینه برانگیخت حالت سپری
به غمزه تو حکیمی که خنجری آموخت ۵

نسیم صبح که بویی بود ز باد بهشت
ز نکهت خم زلف تو عنبری آموخت ۶

چو چرخ داد به چشم تو علم صیادی
دل مرا به ضرورت کبوتری آموخت ۷

گرت فتاد صفایی به خاک ره چه کند
سرش به پای تو از زلف همسری آموخت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۳ - قضا چنانکه ترا طرز دلبری آموخت
گوهر بعدی:شماره ۵۵ - دل از کسی نرباید بتم به جور و جلادت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.