هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از هوسهای شاعر در عشق و فراق سخن میگوید. او از تمایل به فداکاری، درد عشق، حسادت، و دوری از دنیا مینویسد و از مفاهیمی مانند قفس، گلشن، و لب نوشین برای بیان احساساتش استفاده میکند. شاعر همچنین به نقد ریا و زهد ظاهری میپردازد و تمایل خود به رهایی از قیدوبندها را نشان میدهد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با انتقادات اجتماعی و استفاده از استعارههای پیچیده، درک این شعر را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد. همچنین، برخی مضامین مانند حسادت، ریا، و فراق ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۶۶ - نه سر ز تیغ تو تنها بریدنم هوس است
نه سر ز تیغ تو تنها بریدنم هوس است
به خاک پای تو در خون طپیدنم هوس است ۱
زدی چو یک دو سه زخمم بدار دست که باز
دوگامی از پی قاتل دویدنم هوس است ۲
به شوق دام و قفس در بهار نیز چو دی
ز آشیانه و گلشن پریدنم هوس است ۳
چو ریخت طایر دل بال و پر به دام فراق
به گوشه ی قفس آرمیدنم هوس است ۴
به غفلت ار نگرم بی رخت به گل نظری
به دیده رخسار حوادث خلیدنم هوس است ۵
اگر خدنگ تو بینم نشسته در دل غیر
ز رشک با سر مژگان کشیدنم هوس است ۶
چودل خیال ترا تا درآورم به کنار
از آن به گوشه ی خلوت خزیدنم هوس است ۷
اگر غم تو به بازار عشق بفروشند
به ملک ومال دو عالم خریدنم هوس است ۸
هزار خار خسانم به دل شکسته و باز
گلی ز گلشن چهر تو چیدنم هوس است ۹
چه زهرها که شد از حسرتم به کام و هنوز
دمی از آن لب نوشین مکیدنم هوس است ۱۰
به فسق و زهد صفایی چه کار واعظ را
مرا بس این که ملامت شنیدنم هوس است ۱۱
رفوی خرقه تلبیسم از ریا نه رواست
کنون که جامه ی تقوی دریدنم هوس است ۱۲
به خاک پای تو در خون طپیدنم هوس است ۱
زدی چو یک دو سه زخمم بدار دست که باز
دوگامی از پی قاتل دویدنم هوس است ۲
به شوق دام و قفس در بهار نیز چو دی
ز آشیانه و گلشن پریدنم هوس است ۳
چو ریخت طایر دل بال و پر به دام فراق
به گوشه ی قفس آرمیدنم هوس است ۴
به غفلت ار نگرم بی رخت به گل نظری
به دیده رخسار حوادث خلیدنم هوس است ۵
اگر خدنگ تو بینم نشسته در دل غیر
ز رشک با سر مژگان کشیدنم هوس است ۶
چودل خیال ترا تا درآورم به کنار
از آن به گوشه ی خلوت خزیدنم هوس است ۷
اگر غم تو به بازار عشق بفروشند
به ملک ومال دو عالم خریدنم هوس است ۸
هزار خار خسانم به دل شکسته و باز
گلی ز گلشن چهر تو چیدنم هوس است ۹
چه زهرها که شد از حسرتم به کام و هنوز
دمی از آن لب نوشین مکیدنم هوس است ۱۰
به فسق و زهد صفایی چه کار واعظ را
مرا بس این که ملامت شنیدنم هوس است ۱۱
رفوی خرقه تلبیسم از ریا نه رواست
کنون که جامه ی تقوی دریدنم هوس است ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۱۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵ - چه بسته ای که به بند وفا گرفتار است
گوهر بعدی:شماره ۶۷ - در بزم عشق باده سرشک روان خوش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.