هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد عشق، رنجهای ناشی از فراق، و ناامیدیهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از اشکهای خونین، پردهدری غم، و درماندگی در برابر عشق یاد میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند تسلیم در برابر معشوق، ناتوانی در برابر تقدیر، و ستایش معشوق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاشقانه و غمانگیز است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۷ - دردا که اشک خون به رخم کشف راز کرد
دردا که اشک خون به رخم کشف راز کرد
بازم به کار پرده دری برگ و ساز کرد ۱
طومار غم که دیده ز مردم همی نهفت
برداشت دست از دل و بی پرده باز کرد ۲
واعظ علاج عشق به هجرم حواله داشت
حمل حقیقت غم ما برمجاز کرد ۳
جانان مرا برات رهایی به مرگ داد
بس لطف با من آن شه مسکین نواز کرد ۴
بازم غمت که باهمه لاقیدی از دوکون
ما رانیازمند تو ای سرو ناز کرد ۵
کمتر تحکمی که شد از عشق برعقول
محمود را مسخر حکم ایاز کرد ۶
بادش زجفت ابروی طاق تو شرم ها
عابد که رو به قبله مسجد نماز کرد ۷
با تاج شه ز دولت فقرم سری نماند
عشقت مرا به ترک کله سرافراز کرد ۸
طوبی به روز وصل هم ای کاش داده بود
آن کو شراب فراق تو چندین دراز کرد ۹
با فر بخت خویش صفایی کنم سپاس
کاقبال عشقم از دو جهان بی نیاز کرد ۱۰
بازم به کار پرده دری برگ و ساز کرد ۱
طومار غم که دیده ز مردم همی نهفت
برداشت دست از دل و بی پرده باز کرد ۲
واعظ علاج عشق به هجرم حواله داشت
حمل حقیقت غم ما برمجاز کرد ۳
جانان مرا برات رهایی به مرگ داد
بس لطف با من آن شه مسکین نواز کرد ۴
بازم غمت که باهمه لاقیدی از دوکون
ما رانیازمند تو ای سرو ناز کرد ۵
کمتر تحکمی که شد از عشق برعقول
محمود را مسخر حکم ایاز کرد ۶
بادش زجفت ابروی طاق تو شرم ها
عابد که رو به قبله مسجد نماز کرد ۷
با تاج شه ز دولت فقرم سری نماند
عشقت مرا به ترک کله سرافراز کرد ۸
طوبی به روز وصل هم ای کاش داده بود
آن کو شراب فراق تو چندین دراز کرد ۹
با فر بخت خویش صفایی کنم سپاس
کاقبال عشقم از دو جهان بی نیاز کرد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۱۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۶ - که جز من کاشکم اینسان دربدر کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۸ - کس نیست کش از قصه ی دل راز توان کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.