هوش مصنوعی: این شعر از عشق ناکام، رنج‌های عاشقانه و ناامیدی از معشوق سخن می‌گوید. شاعر از بی‌توجهی معشوق شکایت دارد و احساس می‌کند که عمرش در ناکامی گذرانده شده است. همچنین، به موضوعاتی مانند فریب، ننگ و حتی نقد اجتماعی (مانند اشاره به مفتی و کفر) پرداخته شده است.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عاطفی سنگین، ناامیدی و اشاره‌های غیرمستقیم به مسائل اجتماعی مانند نقد دین‌داری ریاکارانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب یا نامفهوم باشد.

شماره ۱۶۲ - آن را که دو صد چشم بر انعام تو باشد

آن را که دو صد چشم بر انعام تو باشد
مپسند که عمری همه ناکام تو باشد ۱

یک لحظه جز آزار منت کار دگر نیست
حیف است که این حاصل ایام تو باشد ۲

زین پس بخروشیم ز دست توگر ای دوست
بی تابی ما موجب آرام تو باشد ۳

یک ره به دوحرفش بنواز آنگه شب و روز
صد دیده به ره گوش به پیغام تو باشد ۴

آخر به یکش جرعه چرا دست نگیری
گرتفته دلی تشنه لب جام تو باشد ۵

دین رفت بیا چون دلم از دست ربودی
آغاز من این تا چه سرانجام تو باشد ۶

با آن همه صیدت عجب این است که جاوید
برجاست همان دانه که در دام تو باشد ۷

بالش به پر افشاندن مینو نشود باز
مرغی که مقامش به لب بام تو باشد ۸

از ننگ چه پرهیز و به ناموس چه پرواش
سودا زده ی عشق که بدنام تو باشد ۹

با شیخ چه کردی دگر امروز صفایی
کش کام پر از لعنت و دشنام تو باشد ۱۰

مفتی که کند کافرش از کفر تبرا
حق دارد اگر منکر اسلام تو باشد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۱ - کس را چه تمنا که خریدار تو باشد
گوهر بعدی:شماره ۱۶۳ - غم نیست دلی را که در او جای تو باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.