هوش مصنوعی: این شعر از عشق، رنجش، و دشمنی‌های ناعادلانه سخن می‌گوید. شاعر از بی‌اعتنایی دیگران به ارزش‌های اخلاقی و عشق واقعی شکایت دارد و به زیبایی‌های عشق و طبیعت اشاره می‌کند. همچنین، از رازداری و وفاداری در عشق صحبت می‌شود.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به رنج و دشمنی، ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده یا سنگین باشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری دارد.

شماره ۱۸۱ - بتان شهر ز ما هر زمان که یاد آرند

بتان شهر ز ما هر زمان که یاد آرند
مسلم است که آهنگ قتل ما دارند ۱

خدای را خبرم ده که کیستند این قوم
که دشمنی همه با دوستان روا دارند ۲

به شیرگیری ترکان نگر که با همه شور
نه خوف حشر و نه اندیشه ی جزا دارند ۳

مبین ز چشم حقارت به ما که درویشان
ز دولت سر عشق تو کیمیا دارند ۴

به یاد شورش عشاق بین که هر شب و روز
ز رشک بر سر کویت چه ماجرا دارند ۵

حدیث غنچه ی خاموش تست با دل تنگ
که بلبلان سحر خیز با صبا دارند ۶

ز راز دل نگشایم زبان به محضر غیر
وگر بسوختم همچو شمع واره وا دارند ۷

به تیر غمزه اگر ساخت کار من نه شگفت
شهان گهی نگهی خاص با گدا دارند ۸

ز زلف سرکشت آن قصه های دور و دراز
حکایتی است که از نافه ی ختا دارند ۹

چه چشم ها نگران در قفاست خوبان را
ز حلقه حلقه کمندی که در قفا دارند ۱۰

ز فصل گلشن چهرش صفایی این اسفار
روایتی است که از روضه ی صفا دارند ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۰ - ستاده بر سر راه تو دادخواهی چند
گوهر بعدی:شماره ۱۸۲ - باید دلی که درک معانی کند ز پند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.