هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از عشق نافرجام، دلشکستگی و رنجهای عاطفی سخن میگوید. او از زلف معشوق، غمهای پنهان، تهدیدها و بیوفاییها یاد میکند و آرزوی وصال دارد. همچنین، اشاراتی به ملامتهای دیگران و ترس از بدنامی وجود دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی پیچیده، ناامیدی و اشارات غیرمستقیم به رنجهای عشق است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، برخی از عبارات مانند «تهدید قتل» و «بدنامی» نیاز به درک بالاتری از روابط انسانی دارند.
شماره ۲۴۴ - خیال خیل خالم نیست با زلف زره فامش
خیال خیل خالم نیست با زلف زره فامش
چو مرغ افتد به دام از دانه کی حاصل بود کامش ۱
درین وادی ز خود گم گشتم اول پی نمی دانم
رهی کآغازش این باشد چه خواهد بود انجامش ۲
به جز تهدید قتلم نیست قاصد را به لب حرفی
ولی دل بوی غم خواری شنید از سبک پیغامش ۳
دل از اظهار یاری های او ذوقی دگر دارد
وگرنه داشت کی ما را دعا فرقی ز دشنامش ۴
شرابی خوردم از لعلش که دوران ها بهر دوری
گرم مقدور بود افشاندمی صد جان به یک جامش ۵
مرا بر مهر مه رویان ملامت گو مکن تا صبح
دل آرام از کجا گیرد اگر نبود دلارامش ۶
صفایی را درون صاف است با جانان و می ترسم
کند روزی به آلایش رقیب از رشک بدنامش ۷
چو مرغ افتد به دام از دانه کی حاصل بود کامش ۱
درین وادی ز خود گم گشتم اول پی نمی دانم
رهی کآغازش این باشد چه خواهد بود انجامش ۲
به جز تهدید قتلم نیست قاصد را به لب حرفی
ولی دل بوی غم خواری شنید از سبک پیغامش ۳
دل از اظهار یاری های او ذوقی دگر دارد
وگرنه داشت کی ما را دعا فرقی ز دشنامش ۴
شرابی خوردم از لعلش که دوران ها بهر دوری
گرم مقدور بود افشاندمی صد جان به یک جامش ۵
مرا بر مهر مه رویان ملامت گو مکن تا صبح
دل آرام از کجا گیرد اگر نبود دلارامش ۶
صفایی را درون صاف است با جانان و می ترسم
کند روزی به آلایش رقیب از رشک بدنامش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۳ - ز مهرم خوب تر آن مهر مهوش
گوهر بعدی:شماره ۲۴۵ - نهادی بر دلم دردی که درماندم به درمانش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.