خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و مستی ناشی از آن سخن میگوید، از درد هجران و آشفتگی روحی خود مینالد، و به دنبال چارهای برای غمهایش میگردد. او از دست دادن دین و دل را یادآور میشود و اشاره میکند که تمام درد و درمانش از معشوق است. در نهایت، از جادوی نگاه معشوق و تأثیر آن بر خود میگوید.
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد هجران و آشفتگی روحی نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل دارد.
شماره ۲۸۳ - دوش از آن باده که پیمود بطی جانانم
دوش از آن باده که پیمود بطی جانانم
نه چنان بیخود و مستم که سر از پا دانم ۱
دست از دامنم ای بدرقه بردار و برو
که سفر کردن از این در قدمی نتوانم ۲
دولت و زندگیم جان و دلی بیش نبود
دل فکندیم به پا تا چه رود بر جانم ۳
در خرابات مغان گم شده ای هست مرا
بی جهت نیست که آشفته و سرگردانم ۴
مگر از مرگ کنم چاره غم هجران را
که جز این صارفه مشکل نکند آسانم ۵
داده بودند مرا از دو جهان دین و دلی
این خود ازکف شد و دل کند بباید زآنم ۶
رایگان داده ز کف گوهر و بر خامی خویش
مضطر و سوخته و غمزده و حیرانم ۷
درد و درمان همه از تست خدا را مپسند
که من از چاره ی درد تو به خود درمانم ۸
سحر جادوت ز خود بی خبرش کرد و ربود
ورنه دل بود کجا ایمن از آن مژگانم ۹
تب و تابم مکن انکار صفایی زنهار
کآب چشم آمده بر آتش دل برهانم ۱۰
نه چنان بیخود و مستم که سر از پا دانم ۱
دست از دامنم ای بدرقه بردار و برو
که سفر کردن از این در قدمی نتوانم ۲
دولت و زندگیم جان و دلی بیش نبود
دل فکندیم به پا تا چه رود بر جانم ۳
در خرابات مغان گم شده ای هست مرا
بی جهت نیست که آشفته و سرگردانم ۴
مگر از مرگ کنم چاره غم هجران را
که جز این صارفه مشکل نکند آسانم ۵
داده بودند مرا از دو جهان دین و دلی
این خود ازکف شد و دل کند بباید زآنم ۶
رایگان داده ز کف گوهر و بر خامی خویش
مضطر و سوخته و غمزده و حیرانم ۷
درد و درمان همه از تست خدا را مپسند
که من از چاره ی درد تو به خود درمانم ۸
سحر جادوت ز خود بی خبرش کرد و ربود
ورنه دل بود کجا ایمن از آن مژگانم ۹
تب و تابم مکن انکار صفایی زنهار
کآب چشم آمده بر آتش دل برهانم ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۲ - خواهم از شوق زنم بوسه مکرر به دهانم
گوهر بعدی:شماره ۲۸۴ - به لب رسید به جانان رسید تا جانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.