هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از درد هجران و جدایی از معشوق سخن می‌گوید. او از عشق عمیق خود می‌گوید و اینکه حاضر است جان و سر خود را فدای معشوق کند. شاعر از نگاه معشوق و زیبایی‌های او نیز یاد می‌کند و آرزو می‌کند که بتواند بار دیگر با او دیدار کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده یا سنگین باشد. همچنین، درک کامل زیبایی‌های ادبی و عرفانی شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

شماره ۲۸۷ - تا نمیرم کی ز افغان چاره ی هجران کنم

تا نمیرم کی ز افغان چاره ی هجران کنم
درد هجران را به جان کندن مگر درمان کنم ۱

دامن از دستم کشیدی دیگرم زین در مران
تا مگر خاکی به سر از دست آن دامان کنم ۲

صد جهانم جان و سر در پای او ممکن نبود
ورنه نرخ جان و سر می خواستم ارزان کنم ۳

جان ندادم شام هجران صبح دیدار ای دریغ
با کدامین چشم و رو، رو در روی جانان کنم ۴

دل زدن بر قلب مژگانت چو مردم مردوار
چشم دارم و آن نیم کاندیشه از پیکان کنم ۵

برد زلف سرکشت سودای عیش از سر مرا
کی بدین آشفتگی فکر سر و سامان کنم ۶

وه چنان بینم که بیند چشم مردم رو به رو
من که درغیرت ترا ازچشم خود پنهان کنم ۷

تا عقیق لعلت از الماس خط فیروزه فام
هر دم از جزع یمان صد شاخه مرجان کنم ۸

جان دهم و ز رنج هجرانش صفایی وارهیم
مشکلی این سان به کاری مختصر آسان کنم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۸۶ - آن روز و شب به کام که من با تو سر کنم
گوهر بعدی:شماره ۲۸۸ - تا سیر سرو و سوری آن سیم تن کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.