هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غزلگونه است که در آن شاعر از عشق، فراق، و وصال سخن میگوید. او به توصیف لحظات عاشقانه با معشوق، درد هجران، و آرزوی دیدار میپردازد. همچنین، از زیباییهای معشوق و احساسات خود در این رابطه عمیق صحبت میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هجران و فراق نیاز به تجربه و بلوغ عاطفی دارند تا به خوبی درک شوند.
شماره ۲۸۶ - آن روز و شب به کام که من با تو سر کنم
آن روز و شب به کام که من با تو سر کنم
صبحی به شام آرم و شامی سحر کنم ۱
گاهی چو طره تارک تمکین نهم به پات
گه دست بندگی به میانت کمر کنم ۲
گه بنگرم طرایف لطف ترا به خویش
گه در رخ تو صنع خدا را نظر کنم ۳
از بوسه ی دو لعل تو هر دم زبان وکام
تشویر جام باده و تنگ شکر کنم ۴
تاگیرمش به بر شب هجران به یاد تو
گویی حدیث وصل و من از شوق برکنم ۵
درداکه در حضور ز رشکم کسی نگفت
پایم مقیم حضرت و ترک سفر کنم ۶
آن شب که با تو رفت به خلدم گذشت عمر
و امروز بی تو زندگی ای در سقرکنم ۷
خواهم که خاک کوی توگردم ولی فراق
نگذارد آنقدر که من آنجا گذر کنم ۸
پیکی اگر به دست فتد ز اهل دل مرا
عنوان نامه ی تو به خون جگر کنم ۹
صیاد چرخ چون اجلم بال بست و برد
پاسی امان نداد که سر زیر پر کنم ۱۰
برحسرت وصال صفایی شدم هلاک
وز سختی فراق سخن مختصر کنم ۱۱
صبحی به شام آرم و شامی سحر کنم ۱
گاهی چو طره تارک تمکین نهم به پات
گه دست بندگی به میانت کمر کنم ۲
گه بنگرم طرایف لطف ترا به خویش
گه در رخ تو صنع خدا را نظر کنم ۳
از بوسه ی دو لعل تو هر دم زبان وکام
تشویر جام باده و تنگ شکر کنم ۴
تاگیرمش به بر شب هجران به یاد تو
گویی حدیث وصل و من از شوق برکنم ۵
درداکه در حضور ز رشکم کسی نگفت
پایم مقیم حضرت و ترک سفر کنم ۶
آن شب که با تو رفت به خلدم گذشت عمر
و امروز بی تو زندگی ای در سقرکنم ۷
خواهم که خاک کوی توگردم ولی فراق
نگذارد آنقدر که من آنجا گذر کنم ۸
پیکی اگر به دست فتد ز اهل دل مرا
عنوان نامه ی تو به خون جگر کنم ۹
صیاد چرخ چون اجلم بال بست و برد
پاسی امان نداد که سر زیر پر کنم ۱۰
برحسرت وصال صفایی شدم هلاک
وز سختی فراق سخن مختصر کنم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۱۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۵ - گر بود قابل قربان قدومت جانم
گوهر بعدی:شماره ۲۸۷ - تا نمیرم کی ز افغان چاره ی هجران کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.