هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عاشقانه و شورانگیز، از عشق و دلدادگی به معشوق سخن میگوید. او با بیان تصاویر شعری مانند نوشیدن شراب از لب یار، بوسهزدن بر لبهایش، و گرهگشایی از دل با قد معشوق، احساسات خود را به تصویر میکشد. همچنین، تأکید بر وفاداری و عدم تمایل به جدایی دارد و در پایان، امید به پاداش عشق از سوی معشوق را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته (مانند شراب و میگساری) نیاز به درک ادبی بیشتری دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است.
شماره ۳۴۳ - پس از این سنگ به ساغر زنم ان شاء الله
پس از این سنگ به ساغر زنم ان شاء الله
می ز پیمانه ی دیگر زنم ان شاء الله ۱
هم کباب از جگر خویش خورم بی تشویش
هم شراب از لب دلبر زنم ان شاء الله ۲
به قدش عقده مجدد بگشایم ز ضمیر
به لبش بوسه مکرر زنم ان شاء الله ۳
گاه بر چهر منورکشمش دست مراد
که بر آن جعد معنبر زنم ان شاء الله ۴
گه گزم لعل خوشابش چو می از جام عقیق
گاه بر مخزن گوهر زنم ان شاء الله ۵
کردمش دست و بغل گاه به گردن چون زلف
که چو گیسوش به پا سر زنم ان شاء الله ۶
گر کند بار دگر عزم جدایی به خدای
دست بر دامن او در زنم ان شاء الله ۷
تا بسوزد دل سختش به جگر خواری من
سنگ بر سینه نه بر سر زنم ان شاء الله ۸
صله ی این غزل از یار بود بوسی چند
کش صفایی بدو عبهر زنم ان شاء الله ۹
می ز پیمانه ی دیگر زنم ان شاء الله ۱
هم کباب از جگر خویش خورم بی تشویش
هم شراب از لب دلبر زنم ان شاء الله ۲
به قدش عقده مجدد بگشایم ز ضمیر
به لبش بوسه مکرر زنم ان شاء الله ۳
گاه بر چهر منورکشمش دست مراد
که بر آن جعد معنبر زنم ان شاء الله ۴
گه گزم لعل خوشابش چو می از جام عقیق
گاه بر مخزن گوهر زنم ان شاء الله ۵
کردمش دست و بغل گاه به گردن چون زلف
که چو گیسوش به پا سر زنم ان شاء الله ۶
گر کند بار دگر عزم جدایی به خدای
دست بر دامن او در زنم ان شاء الله ۷
تا بسوزد دل سختش به جگر خواری من
سنگ بر سینه نه بر سر زنم ان شاء الله ۸
صله ی این غزل از یار بود بوسی چند
کش صفایی بدو عبهر زنم ان شاء الله ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۱۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۲ - چو اختیار به دست من و تو داد اله
گوهر بعدی:شماره ۳۴۴ - عقلم از آن چه برد بو قصه ی عشق یار به
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.