هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از درد عشق، بیقراری، وصف معشوق و حالات درونی عاشق سخن میگوید. شاعر از ناامیدی، اشکها، و ویرانی دل خود در راه عشق میگوید و گاهی با زبانی طنزآمیز از معشوق گلایه میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۳۵۰ - گر دل هوای عشق تو بر سر نداشتی
گر دل هوای عشق تو بر سر نداشتی
ما را چون خویش واله و مضطر نداشتی ۱
در قتل من بس آن هم ابروی و قد راست
حاشا نکن که نیزه و خنجر نداشتی ۲
حال درون چه گویمت ازعشق و کی ترا
باشد خبر که دست در آذر نداشتی ۳
دل ها به زلف بستی و یک مو در این عمل
خوف از صراط و شورش محشر نداشتی ۴
نازم غرور حسن که خون های بی گناه
با خاک راه خویش برابر داشتی ۵
بنگر به تاب زلف پریشان بی قرار
احوال دل که گفتم و باور نداشتی ۶
ای سیل اشک رو به من آورده ای چرا
ویران تری ز من مگر آخر نداشتی ۷
عمری است کم ز لعل لب آورده ای خراب
با آنکه هیچ باده به ساغر نداشتی ۸
گر دل به پا فتاد صفایی ز دست دوست
دلخور مباش چاره ی دیگر نداشتی ۹
ما را چون خویش واله و مضطر نداشتی ۱
در قتل من بس آن هم ابروی و قد راست
حاشا نکن که نیزه و خنجر نداشتی ۲
حال درون چه گویمت ازعشق و کی ترا
باشد خبر که دست در آذر نداشتی ۳
دل ها به زلف بستی و یک مو در این عمل
خوف از صراط و شورش محشر نداشتی ۴
نازم غرور حسن که خون های بی گناه
با خاک راه خویش برابر داشتی ۵
بنگر به تاب زلف پریشان بی قرار
احوال دل که گفتم و باور نداشتی ۶
ای سیل اشک رو به من آورده ای چرا
ویران تری ز من مگر آخر نداشتی ۷
عمری است کم ز لعل لب آورده ای خراب
با آنکه هیچ باده به ساغر نداشتی ۸
گر دل به پا فتاد صفایی ز دست دوست
دلخور مباش چاره ی دیگر نداشتی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۱۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۹ - دور چون با من رسید از بیخودی ساغر شکستی
گوهر بعدی:شماره ۳۵۱ - برخاست از قیام تو ز آنسان قیامتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.