خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به موضوعاتی مانند عشق، مستی، رهایی از قیود و حیرت در برابر معشوق می‌پردازد. شاعر از ساقی می‌خواهد غم نخورد و به مستی و بی‌خودی اشاره می‌کند. همچنین، از زیبایی معشوق و اثرات آن بر دل‌ها سخن می‌گوید و به مفاهیمی مانند عشق، رستگاری و حسرت اشاره دارد.

متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به مستی و بی‌خودی نیاز به بلوغ فکری برای تفسیر صحیح دارد.

مشاهده کامل

شماره ۳۴۹ - دور چون با من رسید از بیخودی ساغر شکستی

دور چون با من رسید از بیخودی ساغر شکستی
غم مخور ساقی به جان معذور داریمت که مستی ۱

پرده از رخ بر زدی و ز غیرت آن زلف و عارض
پرده ی دل ها دریدی رشته ی جان ها گسستی ۲

دام زلف و دانه خال ار بدیدی شیخ شهرت
سبحه بگسستی ز گردن بر میان زنار بستی ۳

هندوی خال ترا داریم حیرت کز چه یا رب
خیمه زد در صحن جنت کافر آتش پرستی ۴

آفتاب محشر رخ سوختت ای خال اما
عاقبت خوش بر کنار چشمه ی کوثر نشستی ۵

پایم از ره ماند و این حسرت مرا در دل که یک ره
دلستانم محض دلجویی کشد بر فرق دستی ۶

طره بر دوش تو و عشاق را گردن به زنجیر
صید دل ها را مخور غم زانکه اری طرفه شستی ۷

کج مرو با عقل آگه رو متاب از رای ناصح
گر صفایی راستی روزی ز بند عشق رستی ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۴۸ - دوش مرا در غم تو همدم و هم رای
گوهر بعدی:شماره ۳۵۰ - گر دل هوای عشق تو بر سر نداشتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.