هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به توصیف عشق و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر از عناصری مانند ماه، سحر، جادو، یاقوت، و آهو برای بیان احساسات خود استفاده میکند و به تأثیر عمیق معشوق بر دل و جان خود اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عاشقانه و عارفانه پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی可能需要 سطحی از بلوغ فکری و ادبی برای درک کامل.
شماره ۳۵۷ - ماه کنعانی اگر در مصر معنی روت دیدی
ماه کنعانی اگر در مصر معنی روت دیدی
زالسان از فرط حیرت خویش را فرتوت دیدی ۱
تا ابد بستی در دکان سحاری و افسون
چشم هاروت ار به خواب آن نرگس جادوت دیدی ۲
سوختی از تاب خجلت خون شدی از غیرتش دل
گر یکی لعل شکرخای ترا یاقوت دیدی ۳
دیده ز اول گر بدیدی خود بدین دستت خرامان
سَروْبُن را دار خواندی نخل را تابوت دیدی ۴
دل شدی چون نافه خون از شرم آهوی ختن را
گر عبیرانگیزی آن زلف چون هندوت دیدی ۵
برد چشمت شیرمردان را به تحریک تو از ره
اوستادی خود و صیادی آهوت دیدی ۶
بار چندین دل کشیدی مدتی بر دوش و کس را
نیست تقصیر این تطاولها خود از گیسوت دیدی ۷
زخم را کاری زدی هان یک دم از بهر تماشا
مفکنم یک باره از پا قوت بازوت دیدی ۸
کاش آن کو پهلو از غیر تو خالی کرده یارب
جای دل یک شب به کام خویش در پهلوت دیدی ۹
یک نفس دور از تو از زانوی حسرت برندارم
آن سری کش گه به پا گه بر سر زانوت دیدی ۱۰
خود نپرسیدی صفایی را که کبود چیست کارش
روز و شب با آنکه عمری شد کش اندر کوت دیدی ۱۱
زالسان از فرط حیرت خویش را فرتوت دیدی ۱
تا ابد بستی در دکان سحاری و افسون
چشم هاروت ار به خواب آن نرگس جادوت دیدی ۲
سوختی از تاب خجلت خون شدی از غیرتش دل
گر یکی لعل شکرخای ترا یاقوت دیدی ۳
دیده ز اول گر بدیدی خود بدین دستت خرامان
سَروْبُن را دار خواندی نخل را تابوت دیدی ۴
دل شدی چون نافه خون از شرم آهوی ختن را
گر عبیرانگیزی آن زلف چون هندوت دیدی ۵
برد چشمت شیرمردان را به تحریک تو از ره
اوستادی خود و صیادی آهوت دیدی ۶
بار چندین دل کشیدی مدتی بر دوش و کس را
نیست تقصیر این تطاولها خود از گیسوت دیدی ۷
زخم را کاری زدی هان یک دم از بهر تماشا
مفکنم یک باره از پا قوت بازوت دیدی ۸
کاش آن کو پهلو از غیر تو خالی کرده یارب
جای دل یک شب به کام خویش در پهلوت دیدی ۹
یک نفس دور از تو از زانوی حسرت برندارم
آن سری کش گه به پا گه بر سر زانوت دیدی ۱۰
خود نپرسیدی صفایی را که کبود چیست کارش
روز و شب با آنکه عمری شد کش اندر کوت دیدی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۱۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۶ - چشم یوسف گر به خواب آن چهر عالمتاب دیدی
گوهر بعدی:شماره ۳۵۸ - رسید جان به لبم ز انتظار و تیغ کشیدی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.