هوش مصنوعی:
این شعر به توصیف صحنههای ماتم و عزایی میپردازد که با ظهور هلال محرم و نمادهای مرتبط با آن مانند خون، خنجر، و اشک همراه است. شاعر از تشنگی شهیدان، رنجهای بشری، و آشوب جهانی سخن میگوید و این مفاهیم را با تصاویر شاعرانه مانند ابرهای گریان و ستارگان گسسته ترکیب میکند.
رده سنی:
15+
محتوا شامل مضامین عمیق مذهبی، سوگواری، و رنجهای انسانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
بند ۲ - باز از افق هلال محرم شد آشکار
باز از افق هلال محرم شد آشکار
برچهر چرخ ناخن ماتم شد آشکار ۱
نی نی به قتل تشنه لبان ار نیام چرخ
خون ریز خنجری است که کم کم شد آشکار ۲
یا بر افراشت رایت ماتم دگر سپهر
و اینک طراز طره پرچم شد آشکار ۳
یاراست بهر ریزش خون های بی گنه
پیکانی از کمان فلک خم شد آشکار ۴
یا از برای زخم شهیدان تشنه لب
از جیب مهر نسخه ی مرهم شد آشکار ۵
یا فر و نهب پرده گیان رسول را
از مهر و مه صحیفه و خاتم شد آشکار ۶
یا می خرند اشک عزا کز نجوم و ماه
جام بلور و دامن درهم شد آشکار ۷
دل ها گشاید از مژه سیلاب لعل رنگ
از نوک ناوکی که در این دم شد آشکار ۸
این ماه نیست نعل مصیبت در آتش است
کز بهر داغ دوده ی آدم شد آشکار ۹
صبح نشاط دشمن و شام عزای دوست
این سور ماتمی است که با هم شد آشکار ۱۰
باز از نهاد نوحه سرایان فراز و پست
آشوب رستخیز به عالم شد آشکار ۱۱
آهم به چرخ رفت و سرشکم به خاک ریخت
اکنون نتیجه دل پر غم شد آشکار ۱۲
ز افغان سینه ابر پیاپی پدید گشت
ز امواج دیده سیل دمادم شد آشکار ۱۳
آهم شراره خیز و سرشکم ستاره ریز
این آب و آتشی است که توام شد آشکار ۱۴
نظم ستارگان مگر از یکدگر گسیخت ۱۵
یا اشک این عزاست که گردون ز دیده ریخت ۱۶
برچهر چرخ ناخن ماتم شد آشکار ۱
نی نی به قتل تشنه لبان ار نیام چرخ
خون ریز خنجری است که کم کم شد آشکار ۲
یا بر افراشت رایت ماتم دگر سپهر
و اینک طراز طره پرچم شد آشکار ۳
یاراست بهر ریزش خون های بی گنه
پیکانی از کمان فلک خم شد آشکار ۴
یا از برای زخم شهیدان تشنه لب
از جیب مهر نسخه ی مرهم شد آشکار ۵
یا فر و نهب پرده گیان رسول را
از مهر و مه صحیفه و خاتم شد آشکار ۶
یا می خرند اشک عزا کز نجوم و ماه
جام بلور و دامن درهم شد آشکار ۷
دل ها گشاید از مژه سیلاب لعل رنگ
از نوک ناوکی که در این دم شد آشکار ۸
این ماه نیست نعل مصیبت در آتش است
کز بهر داغ دوده ی آدم شد آشکار ۹
صبح نشاط دشمن و شام عزای دوست
این سور ماتمی است که با هم شد آشکار ۱۰
باز از نهاد نوحه سرایان فراز و پست
آشوب رستخیز به عالم شد آشکار ۱۱
آهم به چرخ رفت و سرشکم به خاک ریخت
اکنون نتیجه دل پر غم شد آشکار ۱۲
ز افغان سینه ابر پیاپی پدید گشت
ز امواج دیده سیل دمادم شد آشکار ۱۳
آهم شراره خیز و سرشکم ستاره ریز
این آب و آتشی است که توام شد آشکار ۱۴
نظم ستارگان مگر از یکدگر گسیخت ۱۵
یا اشک این عزاست که گردون ز دیده ریخت ۱۶
قالب: ترکیب بند
تعداد ابیات: ۱۵
۲۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بند ۱ - ای از ازل به ماتم تو در بسیط خاک
گوهر بعدی:بند ۳ - پرورده ی معاویه تخم زنا یزید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.