هوش مصنوعی:
این متن به واقعه کربلا و شهادت امام حسین (ع) و یارانش اشاره دارد. در آن از ظلم و ستم حکومت وقت، نفاق و دورویی برخی افراد، و همچنین از شجاعت و ایثار شهیدان کربلا سخن گفته شده است. شاعر از بیعدالتیها و فساد حاکم بر جامعه انتقاد کرده و بر حقانیت راه امام حسین (ع) تأکید میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق مذهبی و تاریخی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی تصاویر و توصیفات ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
بند ۶ - برعون باطل آه که ابنای روزگار
برعون باطل آه که ابنای روزگار
در نفی و سلب حق همه جویند اعتبار ۱
تا کربلا ز کوفه به خونریز یک بدن
پر تا به پر پیاده و سر تا به سر سوار ۲
با دعوی خدای پرستی خدای سوز
از التزام ظلم به رحمت امیدوار ۳
ذکر رسول بر لب و بغض ولی به دل
در چشم ها کتاب عزیز اهل بیت خوار ۴
در هیچ امتی عملی سرنزد چنین
ای شرک و کفر را خود از این کیش و ننگ عار ۵
تا راز درم و رسم جدل در جهان که دید
آید برون برابر یک مرد صد هزار ۶
می بین ستیز باطل و بنگر سکون حق
این صبر و این ستم به جهان ماند یادگار ۷
چون شد که عدل حق نکشید انتقام ظلم
ز آن قوم کفر کیش خطاکوش نابکار ۸
جان پلید کاش تنی زان شرار قوم
بیرون نبردی از دم شمشیر آبدار ۹
از تاب تشنه کامی او جاودان کم است
جوشد به جای آب اگر خون ز چشمه سار ۱۰
زین غم مگر شکسته سراپای آب نهر
بس تن برهنه سرزده برسنگ آبشار ۱۱
از سبطیان تشنه لبت ای فرات شرم
تا کی به کام قبطی و این گونه سازگار ۱۲
کاش ای سحر شبت نشود روز هان مخند
شرمی بدار باری از آن چشم اشکبار ۱۳
از دیده ی تر و لب خشکت نصیب من
اشک زمین گذر شد و آه فلک گذار ۱۴
ناحق به خاک با بدن چاک چاک خفت ۱۵
الحق که حق ز فرقه ی ناحق به خاک خفت ۱۶
در نفی و سلب حق همه جویند اعتبار ۱
تا کربلا ز کوفه به خونریز یک بدن
پر تا به پر پیاده و سر تا به سر سوار ۲
با دعوی خدای پرستی خدای سوز
از التزام ظلم به رحمت امیدوار ۳
ذکر رسول بر لب و بغض ولی به دل
در چشم ها کتاب عزیز اهل بیت خوار ۴
در هیچ امتی عملی سرنزد چنین
ای شرک و کفر را خود از این کیش و ننگ عار ۵
تا راز درم و رسم جدل در جهان که دید
آید برون برابر یک مرد صد هزار ۶
می بین ستیز باطل و بنگر سکون حق
این صبر و این ستم به جهان ماند یادگار ۷
چون شد که عدل حق نکشید انتقام ظلم
ز آن قوم کفر کیش خطاکوش نابکار ۸
جان پلید کاش تنی زان شرار قوم
بیرون نبردی از دم شمشیر آبدار ۹
از تاب تشنه کامی او جاودان کم است
جوشد به جای آب اگر خون ز چشمه سار ۱۰
زین غم مگر شکسته سراپای آب نهر
بس تن برهنه سرزده برسنگ آبشار ۱۱
از سبطیان تشنه لبت ای فرات شرم
تا کی به کام قبطی و این گونه سازگار ۱۲
کاش ای سحر شبت نشود روز هان مخند
شرمی بدار باری از آن چشم اشکبار ۱۳
از دیده ی تر و لب خشکت نصیب من
اشک زمین گذر شد و آه فلک گذار ۱۴
ناحق به خاک با بدن چاک چاک خفت ۱۵
الحق که حق ز فرقه ی ناحق به خاک خفت ۱۶
قالب: ترکیب بند
تعداد ابیات: ۱۵
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بند ۵ - تنها نه خاکیان به تو جیحون گریستند
گوهر بعدی:بند ۷ - آن راد سر به نوک سنان بر سزا نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.