هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به توصیف صحنههای جنگ، مرگ، غم و از دست دادن عزیزان میپردازد. در آن، صحنههای نبرد، اشکریزی برای کشتهشدگان، رنجهای ناشی از جنگ و غم از دست دادن جوانان به تصویر کشیده شده است. همچنین، احساسات عمیق انسانی مانند حسرت، صبر و تسلیم در برابر تقدیر نیز بیان شدهاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین سنگین مانند جنگ، مرگ و غم است که ممکن است برای مخاطبان کمسال نامناسب باشد. همچنین، درک عمیق این مفاهیم نیاز به بلوغ عاطفی و فکری دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
بند ۲۶ - در داد تن به مرگ چو کارش ز جان گذشت
در داد تن به مرگ چو کارش ز جان گذشت
بگذاشت پای بر سر جان و ز جهان گذشت ۱
آمد به حرب گاه و بهرگام ز اهل بیت
صد رستخیز عام برآن ناتوان گذشت ۲
چندان به کشتگان خود از چشم و دل گریست
کآب از رکاب برشد و خون از عنان گذشت ۳
پیر فلک خمید چو آن پیر خسته جان
بر نعش چاک چاک جوانی چنان گذشت ۴
بی اختیار کشته ی او را ببر کشید
با حالتی که کار غم از امتحان گذشت ۵
رخ بر رخش نهاد و به حسرت سرشک ریخت
این داند آنکه از پسری نوجوان گذشت ۶
کاینک رسم ز پی که به داغت زیم صبور
آسان وگرنه از چو تو کی توان گذشت ۷
دشمن ز شق کمانی خود دست برنداشت
هرچند تیر ناله وی ز آسمان گذشت ۸
از تاب زخم و کوشش حرب و غم حریم
جان ناگذشته از سر تن تن ز جان گذشت ۹
و آنگه به روی خاک در افتد و کار او
از گرز و تیغ و دشنه و تیر و سنان گذشت ۱۰
در موج اشک و خون گلو تشنه جان سپرد
وز پیش چشمش آن دو سه نهر روان گذشت ۱۱
برق ستیزه خشک و ترش برگ و بار سوخت
بریک بهار گلشن او صد خزان گذشت ۱۲
در ماتمش ز سینه مجروح تشنگان
دل ها برون فتاد چو کار از فغان گذشت ۱۳
مردان به خاک و خون همه خفتند تشنه کام
با آنکه موج اشک زنان از میان گذشت ۱۴
تنها به راه دوست نه دست از حرم کشید ۱۵
بفشرد پای و بر سر خود هم قلم کشید ۱۶
بگذاشت پای بر سر جان و ز جهان گذشت ۱
آمد به حرب گاه و بهرگام ز اهل بیت
صد رستخیز عام برآن ناتوان گذشت ۲
چندان به کشتگان خود از چشم و دل گریست
کآب از رکاب برشد و خون از عنان گذشت ۳
پیر فلک خمید چو آن پیر خسته جان
بر نعش چاک چاک جوانی چنان گذشت ۴
بی اختیار کشته ی او را ببر کشید
با حالتی که کار غم از امتحان گذشت ۵
رخ بر رخش نهاد و به حسرت سرشک ریخت
این داند آنکه از پسری نوجوان گذشت ۶
کاینک رسم ز پی که به داغت زیم صبور
آسان وگرنه از چو تو کی توان گذشت ۷
دشمن ز شق کمانی خود دست برنداشت
هرچند تیر ناله وی ز آسمان گذشت ۸
از تاب زخم و کوشش حرب و غم حریم
جان ناگذشته از سر تن تن ز جان گذشت ۹
و آنگه به روی خاک در افتد و کار او
از گرز و تیغ و دشنه و تیر و سنان گذشت ۱۰
در موج اشک و خون گلو تشنه جان سپرد
وز پیش چشمش آن دو سه نهر روان گذشت ۱۱
برق ستیزه خشک و ترش برگ و بار سوخت
بریک بهار گلشن او صد خزان گذشت ۱۲
در ماتمش ز سینه مجروح تشنگان
دل ها برون فتاد چو کار از فغان گذشت ۱۳
مردان به خاک و خون همه خفتند تشنه کام
با آنکه موج اشک زنان از میان گذشت ۱۴
تنها به راه دوست نه دست از حرم کشید ۱۵
بفشرد پای و بر سر خود هم قلم کشید ۱۶
قالب: ترکیب بند
تعداد ابیات: ۱۵
۲۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بند ۲۵ - کاندیشه ناکم از غم بی یاری شما
گوهر بعدی:بند ۲۷ - چون نوبت قتال ز یاران به شه فتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.