هوش مصنوعی:
این متن توصیف کننده صحنهای از جنگ و نبرد است که در آن شخصیتی مهم پس از مقاتله با زخمهای بسیار به خاک میافتد. صحنههای خونین، غم و اندوه، تاراج اموال، و بیحرمتی به بانوان حرم توصیف شده است. همچنین، تأثیر این رویداد بر طبیعت و عناصر مختلف مانند خورشید و ماه نیز بیان شده است. در پایان، گروهی راهی کوفه میشوند.
رده سنی:
16+
متن حاوی صحنههای خشونتآمیز، خونریزی، و توصیفات غمگین است که ممکن است برای مخاطبان کمسال نامناسب باشد. همچنین، مضامین عمیق تاریخی و مذهبی آن درک بهتری از مخاطبان نوجوان و بزرگسال میطلبد.
بند ۲۷ - چون نوبت قتال ز یاران به شه فتاد
چون نوبت قتال ز یاران به شه فتاد
پاسی پس از مقاتله در قتلگه فتاد ۱
چون زخم های خویش به گرداب خون نشست
چون مرغ پر به خون زده برخاک ره افتاد ۲
با یک هزار و نهصد و پنجاه زخم بیش
او را چو نوک تیر به خون جایگه فتاد ۳
یا از عناد اهل حسد یوسفی عزیز
با پاره پاره پیکر عریان به چه افتاد ۴
چون شمس شامگه که به سرخی کند غروب
طلعت نهفت و صبح جهانی سیه فتاد ۵
بر داغ مرگ او دل اسلام و کفر سوخت
و آتش به جان بتکده و خانقه فتاد ۶
آن ساعت از تراکم اطوار مختلف
با روز رستخیز بسی مشتبه فتاد ۷
از بادهای زرد و سیه کآن زمان وزید
شد کهربا زمین و فلک چون شبه فتاد ۸
پس فوجی از سپاه چو سیلاب فتنه خیز
از حرب گاه آمد و در خیمگه فتاد ۹
هر سفله ی حریص در آزار اهل بیت
از فرط ناکسی به خیالی تبه فتاد ۱۰
از اضطراب زینب و کلثوم و عابدین
لرزید عرش و رعشه به خورشید و مه فتاد ۱۱
اموال شاه کشته به تاراج قوم رفت
هر چیزشان به چنگ یکی ز آن سپه فتاد ۱۲
برروی بانوان حرم برقعی نماند
از فرق آفتاب سزد گر کله فتاد ۱۳
خاک خیام ز آتش خصمش به باد رفت
و آن کاروان بی سر و سامان به ره فتاد ۱۴
پس راه کوفه پیش گرفتند آن گروه ۱۵
پیچید برخود آن در و دیوار و دشت و کوه ۱۶
پاسی پس از مقاتله در قتلگه فتاد ۱
چون زخم های خویش به گرداب خون نشست
چون مرغ پر به خون زده برخاک ره افتاد ۲
با یک هزار و نهصد و پنجاه زخم بیش
او را چو نوک تیر به خون جایگه فتاد ۳
یا از عناد اهل حسد یوسفی عزیز
با پاره پاره پیکر عریان به چه افتاد ۴
چون شمس شامگه که به سرخی کند غروب
طلعت نهفت و صبح جهانی سیه فتاد ۵
بر داغ مرگ او دل اسلام و کفر سوخت
و آتش به جان بتکده و خانقه فتاد ۶
آن ساعت از تراکم اطوار مختلف
با روز رستخیز بسی مشتبه فتاد ۷
از بادهای زرد و سیه کآن زمان وزید
شد کهربا زمین و فلک چون شبه فتاد ۸
پس فوجی از سپاه چو سیلاب فتنه خیز
از حرب گاه آمد و در خیمگه فتاد ۹
هر سفله ی حریص در آزار اهل بیت
از فرط ناکسی به خیالی تبه فتاد ۱۰
از اضطراب زینب و کلثوم و عابدین
لرزید عرش و رعشه به خورشید و مه فتاد ۱۱
اموال شاه کشته به تاراج قوم رفت
هر چیزشان به چنگ یکی ز آن سپه فتاد ۱۲
برروی بانوان حرم برقعی نماند
از فرق آفتاب سزد گر کله فتاد ۱۳
خاک خیام ز آتش خصمش به باد رفت
و آن کاروان بی سر و سامان به ره فتاد ۱۴
پس راه کوفه پیش گرفتند آن گروه ۱۵
پیچید برخود آن در و دیوار و دشت و کوه ۱۶
قالب: ترکیب بند
تعداد ابیات: ۱۵
۲۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بند ۲۶ - در داد تن به مرگ چو کارش ز جان گذشت
گوهر بعدی:بند ۲۸ - تنهای یاوران همه در خاک و خون طپان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.