هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به واقعه کربلا و اسارت بازماندگان آن اشاره دارد. شاعر از درد و رنج این واقعه، از دست دادن عزیزان، اسارت و خواری سخن میگوید و احساس حسرت و اندوه عمیقی را بیان میکند. همچنین، به موضوعاتی مانند فداکاری، صبر و مقاومت در راه عقیده اشاره شده است.
رده سنی:
15+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و تاریخی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، برخی مفاهیم مانند اسارت، مرگ و رنج نیاز به بلوغ فکری دارد.
بند ۵۲ - کز کربلا به دیده ی خونبار می رویم
کز کربلا به دیده ی خونبار می رویم
وارسته آمدیم و گرفتار می رویم ۱
خفتند همرهان همه پیر و جوان به خاک
با یک اسیر بسته ی بیمار می رویم ۲
از دولت سر تو برادر به کربلا
با عزت آمدیم و کنون خوار می رویم ۳
ما را مقیم تربت این در نخواستند
در حضرت حضور تو ناچار می رویم ۴
باشد قصور ما همه جا عذر این گناه
خود واقفی که ما به چه هنجار می رویم ۵
حالی که دست های گل از ما به باد رفت
با دست و دامنی همه پر خار می رویم ۶
جان در بهای آب روان نافروش ماند
ز اینجا به جستجوی خریدار می رویم ۷
حاشا به زیر محمل ما کی رود سبک
پی برد ناقه هم که گرانبار می رویم ۸
گر دست ها تهی بود از ارمغان چه باک
با بارهای حسرت و تیمار می رویم ۹
سودی که داشتیم ز سودای این سفر
رهزن به پا فکند و زیان کار می رویم ۱۰
یک باره ز آستین تو شد دست ما رها
ما نیز از آستان تو یک بار می رویم ۱۱
گم شد و گر تحمیل دل گو تمام باش
صد شکر با شکایت بسیار می رویم ۱۲
طی لسان ندارم و طول زمان دریغ
چون نزد جد و جده به زنهار می رویم ۱۳
با این شرار ناکس بیگانه خوی شوم
بی آشنا و محرم و غم خوار می رویم ۱۴
پس بانگ وا اخا ز ثری بر سپهر برد ۱۵
طاقت ز مه ربود و تحمل ز مهر بود ۱۶
وارسته آمدیم و گرفتار می رویم ۱
خفتند همرهان همه پیر و جوان به خاک
با یک اسیر بسته ی بیمار می رویم ۲
از دولت سر تو برادر به کربلا
با عزت آمدیم و کنون خوار می رویم ۳
ما را مقیم تربت این در نخواستند
در حضرت حضور تو ناچار می رویم ۴
باشد قصور ما همه جا عذر این گناه
خود واقفی که ما به چه هنجار می رویم ۵
حالی که دست های گل از ما به باد رفت
با دست و دامنی همه پر خار می رویم ۶
جان در بهای آب روان نافروش ماند
ز اینجا به جستجوی خریدار می رویم ۷
حاشا به زیر محمل ما کی رود سبک
پی برد ناقه هم که گرانبار می رویم ۸
گر دست ها تهی بود از ارمغان چه باک
با بارهای حسرت و تیمار می رویم ۹
سودی که داشتیم ز سودای این سفر
رهزن به پا فکند و زیان کار می رویم ۱۰
یک باره ز آستین تو شد دست ما رها
ما نیز از آستان تو یک بار می رویم ۱۱
گم شد و گر تحمیل دل گو تمام باش
صد شکر با شکایت بسیار می رویم ۱۲
طی لسان ندارم و طول زمان دریغ
چون نزد جد و جده به زنهار می رویم ۱۳
با این شرار ناکس بیگانه خوی شوم
بی آشنا و محرم و غم خوار می رویم ۱۴
پس بانگ وا اخا ز ثری بر سپهر برد ۱۵
طاقت ز مه ربود و تحمل ز مهر بود ۱۶
قالب: ترکیب بند
تعداد ابیات: ۱۵
۲۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بند ۵۱ - رفتی تو خشک لب ز جهان ای پدر دریغ
گوهر بعدی:بند ۵۳ - کز نینوا اسیر و گرفتار می رویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.