هوش مصنوعی:
متن بالا شعری است که به موضوعات مختلفی مانند عدالت، انتقام، مذهب، قیامت، رنجهای بشری و حوادث تاریخی مانند کربلا اشاره دارد. این شعر از زبان شاعری است که از ظلم و ستم انتقاد میکند و به دنبال عدالت و رحمت الهی است. همچنین، به برخی از شخصیتهای مذهبی مانند امام علی (ع) و امام حسین (ع) اشاره شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق مذهبی و تاریخی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند انتقام و رنج ممکن است برای گروههای سنی پایین سنگین باشد.
شماره ۳۶ - چرخ را سنگین سکونی خاک را چابک خرامی
چرخ را سنگین سکونی خاک را چابک خرامی
کاش روید تا مگر زاید قیامت را قیامی ۱
چنگ باطل ساعد حق تافت ای بازوی حجت
ز آستین عدل بیرون آر دست انتقامی ۲
شرک و کفر افکند سنگین سایه ی تاریک سیما
ماند بر توحید حشمت بر نبوت احترامی ۳
با چنین خونریز عام از پیشگاه خاص یزدان
جای دارد گر نیاید بوی رحمت بر مشامی ۴
عذب تسنیم رسالت تیره گشت از بار گیتی
خاندان آل احمد یافت نقص از ناتمامی ۵
سخره ای بگذشت رو به هر پلنگ آویز شیری
خسته ی صد آشیانه جغذ هر مسکین حمامی ۶
خواجه تا لالای کیهان را چه بخشایش چه کشتن
رایگان باشد به خون چون علی اکبر غلامی ۷
نکشد آن سوخصم زنجیر اسیران حرم را
تا ز اصحاب تماشا بر نسازد ازدحامی ۸
گر دریغ آری شفاعت ماند خواهد بی تکلف
دست پخت مغفرت ها تا قیامت نیم خامی ۹
بگذری گر صدره افزون دید خواهی غرقه در خون
یا تن بی سر امیری یا سر بی تن امامی ۱۰
زیر و بالا مجلسی اندوه بینی مرد ماتم
بنگری بر هر مقیمی بگذری بر هر مقامی ۱۱
زاری بدرود یثرب خواری تودیع بطحا
کربلا و کوفه بود ار چند رستاخیز عامی ۱۲
از گزند شام کم گو، درد و رنج شام کم جو
جاودان یارب مماناد از نشان شام نامی ۱۳
تا نشان از روز و شب بر هیچ کس چونانکه بر ما
سایه ی ظلمت نیندازد الهی تیره شامی ۱۴
یا رب از ته جرعه ی این خسروانی خم به رحمت
گر چه دردآلود باشد بر صفایی ریز جامی ۱۵
کاش روید تا مگر زاید قیامت را قیامی ۱
چنگ باطل ساعد حق تافت ای بازوی حجت
ز آستین عدل بیرون آر دست انتقامی ۲
شرک و کفر افکند سنگین سایه ی تاریک سیما
ماند بر توحید حشمت بر نبوت احترامی ۳
با چنین خونریز عام از پیشگاه خاص یزدان
جای دارد گر نیاید بوی رحمت بر مشامی ۴
عذب تسنیم رسالت تیره گشت از بار گیتی
خاندان آل احمد یافت نقص از ناتمامی ۵
سخره ای بگذشت رو به هر پلنگ آویز شیری
خسته ی صد آشیانه جغذ هر مسکین حمامی ۶
خواجه تا لالای کیهان را چه بخشایش چه کشتن
رایگان باشد به خون چون علی اکبر غلامی ۷
نکشد آن سوخصم زنجیر اسیران حرم را
تا ز اصحاب تماشا بر نسازد ازدحامی ۸
گر دریغ آری شفاعت ماند خواهد بی تکلف
دست پخت مغفرت ها تا قیامت نیم خامی ۹
بگذری گر صدره افزون دید خواهی غرقه در خون
یا تن بی سر امیری یا سر بی تن امامی ۱۰
زیر و بالا مجلسی اندوه بینی مرد ماتم
بنگری بر هر مقیمی بگذری بر هر مقامی ۱۱
زاری بدرود یثرب خواری تودیع بطحا
کربلا و کوفه بود ار چند رستاخیز عامی ۱۲
از گزند شام کم گو، درد و رنج شام کم جو
جاودان یارب مماناد از نشان شام نامی ۱۳
تا نشان از روز و شب بر هیچ کس چونانکه بر ما
سایه ی ظلمت نیندازد الهی تیره شامی ۱۴
یا رب از ته جرعه ی این خسروانی خم به رحمت
گر چه دردآلود باشد بر صفایی ریز جامی ۱۵
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۱۵
۲۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵ - سوی یثرب از زمین کربلا آمد حمامی
گوهر بعدی:شماره ۳۷ - توعریان خفته در خون ما مهیای گرفتاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.