هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از غبار و غمهای دل خود میگوید و به عشق و داغ مهر یاری اشاره میکند. همچنین، از صبر و شادی در برابر این غمها صحبت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شمارهٔ ۱۱ - خواجه محمد فیروز آبادی فرماید
ازمنش بیموجبی یار ار غباری بردلست
حاش الله گرمرا زان گردباری بردلست ۱
در جواب او ۲
رخت را از گرد اگر اندک غباری بر دلست
تا نیفشانم مراز آن گردباری بردلست ۳
با گلیم جهرمی میگفت نطع بر دعی
کز حصیر و بوریایم خارخاری بر دلست ۴
آتشین والای گلگونرا زته بگشوده اند
یار شاهد بازرا از وی شراری بر دلست ۵
صوف و اطلس مینهند از عشق هم داغ اتو
آفرین او را که داغ مهر یاری بر دلست ۶
کرده در سوراخ دایم مار دامک را دراز
بوالعجب کاری که او را بار ماری بر دلست ۷
گرچه گشتم بیقرار از پیشواز نرمدست
شادمانم کین غمم از غمگساری بردلست ۸
راه کاری را ز روی شانه کاری ساز پاک
پوستین را گر زخاک ره غباری بردلست ۹
حاش الله گرمرا زان گردباری بردلست ۱
در جواب او ۲
رخت را از گرد اگر اندک غباری بر دلست
تا نیفشانم مراز آن گردباری بردلست ۳
با گلیم جهرمی میگفت نطع بر دعی
کز حصیر و بوریایم خارخاری بر دلست ۴
آتشین والای گلگونرا زته بگشوده اند
یار شاهد بازرا از وی شراری بر دلست ۵
صوف و اطلس مینهند از عشق هم داغ اتو
آفرین او را که داغ مهر یاری بر دلست ۶
کرده در سوراخ دایم مار دامک را دراز
بوالعجب کاری که او را بار ماری بر دلست ۷
گرچه گشتم بیقرار از پیشواز نرمدست
شادمانم کین غمم از غمگساری بردلست ۸
راه کاری را ز روی شانه کاری ساز پاک
پوستین را گر زخاک ره غباری بردلست ۹
تعداد ابیات: ۸
۱۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۰ - شیخ سعدی فرماید
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۲ - خواجه حافظ فرماید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.