هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان احساسات شاعر دربارهی مقنعه و تغییرات روزگار میپردازد. شاعر از زیباییهای گذشته یاد میکند و افسوس میخورد که این زیباییها پایدار نبودهاند. همچنین، به موضوعاتی مانند نور و ظلمت، دوام نداشتن زیباییها، و تأثیر لباس بر دیدگاه افراد اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است نیاز به تجربه و دانش بیشتری برای فهم کامل داشته باشند.
شمارهٔ ۱۳۱ - وله ایضا
ای مقنعه و شده مرا صبحی و شامی
مو بندو سرانداز چو نوری و ظلامی ۱
آن زینت و ترتیب در آرایش آن گوشک
خوش بود دریغا که نکردند دوامی ۲
هرگاه که با پیر نمد نیست جرز دان
حقا که عصارا نبود رسم قیامی ۳
روشن نکنی دیده بالباس چهله
از رخت سیه تا ننشینی بظلامی ۴
پرگار صفت انکه بزیلو چه قدم زد
بیرون ننهد هرگز ازین دایره کامی ۵
از جقه و دربندی و تشریف سقرلاط
خاصی بجهان فرق توان کرد زعامی ۶
گر خواجه دهد مژده تشریف بقاری
آن لحظه بدل میرسد از دوست پیامی ۷
مو بندو سرانداز چو نوری و ظلامی ۱
آن زینت و ترتیب در آرایش آن گوشک
خوش بود دریغا که نکردند دوامی ۲
هرگاه که با پیر نمد نیست جرز دان
حقا که عصارا نبود رسم قیامی ۳
روشن نکنی دیده بالباس چهله
از رخت سیه تا ننشینی بظلامی ۴
پرگار صفت انکه بزیلو چه قدم زد
بیرون ننهد هرگز ازین دایره کامی ۵
از جقه و دربندی و تشریف سقرلاط
خاصی بجهان فرق توان کرد زعامی ۶
گر خواجه دهد مژده تشریف بقاری
آن لحظه بدل میرسد از دوست پیامی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۳۰ - شیخ سعدی فرماید
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۳۲ - شیخ کمال الدین خجند فرماید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.