هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر به توصیف شب زفاف و تغییر حالات خود میپردازد. او از ورود معشوقهای با قامتی بلند مانند سمنبر سخن میگوید و احساس میکند که از خود بیخود شده است. سپس به تغییر وضعیت ظاهری خود اشاره میکند، مانند پوشیدن لباسهای نو و کنار گذاشتن لباسهای قدیمی، و اینگونه احساس میکند که به جهانی دیگر منتقل شده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عاشقانه و اشاره به مراسم زفاف است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیقتر نیاز به درک بالاتری دارد.
شماره ۱۹ - ای شاهد سمنبر والا شب زفاف
ای شاهد سمنبر والا شب زفاف
(از در در آمدی و من از خود بدر شدم) ۱
در انجمن زشادی دستار و کفش نو
چندی بپای رفتم و چندی بسر شدم ۲
پشمینه رافکنده و پوشیده ام کتان
(گوئی کز اینجهان بجهان دگر شدم) ۳
(از در در آمدی و من از خود بدر شدم) ۱
در انجمن زشادی دستار و کفش نو
چندی بپای رفتم و چندی بسر شدم ۲
پشمینه رافکنده و پوشیده ام کتان
(گوئی کز اینجهان بجهان دگر شدم) ۳
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۳
۱۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸ - شنیده ام که بدستار گیوه میگفت
گوهر بعدی:شماره ۲۰ - زنا که وصله کرباس زردک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.