هوش مصنوعی:
این شعر در مدح و ستایش شخصی به نام "خواجه" است که با صفاتی مانند بخشندگی، مهربانی و داشتن موهبتهای الهی مانند آب حیات توصیف شده است. شاعر از لطف و کرم خواجه سخن میگوید و او را کلید نجات و منبع برکت میداند.
رده سنی:
12+
مفاهیم به کار رفته در شعر مانند عرفان، بخشندگی و نجات، برای کودکان کمسن ممکن است قابل درک نباشد، اما نوجوانان و بزرگسالان میتوانند از زیباییهای ادبی و معنوی آن لذت ببرند.
شماره ۹۳ - ایخواجه شنیدم که لبت کان نبات است
ایخواجه شنیدم که لبت کان نبات است
ایخواجه شنیدم دهنت آب حیات است ۱
ایخواجه شنیدم که بدست کرم تو
از لطف خداوند یکی تازه برات است ۲
ای خواجه شنیدم که در این خرمن نعمت
از قسمت درویش یکی تازه برات است ۳
ای خواجه شنیدم که اسیران جهانرا
چین و شکن زلف تو مفتاح نجات است ۴
ای خواجه شندم که بوقت کرم وجود
یک رشحه ز بحر کرمت نیل و فرات است ۵
ایخواجه شنیدم دهنت آب حیات است ۱
ایخواجه شنیدم که بدست کرم تو
از لطف خداوند یکی تازه برات است ۲
ای خواجه شنیدم که در این خرمن نعمت
از قسمت درویش یکی تازه برات است ۳
ای خواجه شنیدم که اسیران جهانرا
چین و شکن زلف تو مفتاح نجات است ۴
ای خواجه شندم که بوقت کرم وجود
یک رشحه ز بحر کرمت نیل و فرات است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۲ - دوستان نوبت سپیده دم است
گوهر بعدی:شماره ۹۴ - شد وقت سحر چشم تو تا چند بخواب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.