هوش مصنوعی: این متن به بیان تغییرات و تحولات عمیق در زندگی و باورهای شاعر می‌پردازد. از آبادی به ویرانی، از دانایی به نادانی، و از سلطانی به درویشی رسیدن، نشان‌دهنده‌ی دگرگونی‌های اساسی است. شاعر از گذر از منزل‌های سخت و رسیدن به مقصد با آسانی سخن می‌گوید، و در نهایت به آیین مسلمانی و حیرانی در اولین گام اشاره می‌کند. همچنین، از کفر زلف یار به عنوان دلیل راه و رسیدن به انگشت سلیمانی یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار می‌باشد. همچنین، برخی از واژگان و مفاهیم مانند 'کفر' و 'اهرمن' ممکن است نیاز به توضیح بیشتری برای مخاطبان جوان‌تر داشته باشد.

شماره ۲۵۶ - ز آبادی به ویرانی رسیدیم

ز آبادی به ویرانی رسیدیم
ز دانایی به نادانی رسیدیم ۱

به کوی نیستی از راه هستی
به درویشی ز سلطانی رسیدیم ۲

اگر یاران به دشواری رسیدند
به مقصد، ما به آسانی رسیدیم ۳

بسی منزل که طی شد تا در این راه
به اول گام حیرانی رسیدیم ۴

دلیل راه ما شد کفر زلفش
به آیین مسلمانی رسیدیم ۵

نگین اهرمن دزدیده بودیم
به انگشت سلیمانی رسیدیم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۱۶۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۵۵ - دیشب بیاد چشم تو بیدار بوده ایم
گوهر بعدی:شماره ۲۵۷ - بر آن سرم که بکوی مغان سرای کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.