هوش مصنوعی: این متن بر اهمیت لحظه‌حاضر تأکید دارد و بیان می‌کند که انسان جز این دم چیزی از عالم ندارد. همچنین، اشاره می‌کند که انسان باید درد و غم خود را در خود جستجو کند و به دنبال حل آن باشد، زیرا جز خود مرهمی ندارد. متن همچنین به مفاهیمی مانند خودشناسی، ارزش زمان و رازداری اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۳۴۳ - تو از عالم جز این یکدم نداری

تو از عالم جز این یکدم نداری
جز این یکدم تو از عالم نداری ۱

مده بیهوده نقد این دم از دست
که سرمایه جز این یکدم نداری ۲

همه عالم غم و درد تو دارند
ز بیعاری تو درد و غم نداری ۳

توئی اسکندر اما آینه ات نیست
سلیمانی ولی خاتم نداری ۴

نشان آدم از تعلیم اسما است
تو غیر از اسمی از آدم نداری ۵

چه میپوئی بگرد اسم اعظم
که تو اسمی ز خود اعظم نداری ۶

بگرد نکته مبهم چه پوئی
که جز خود نکته ای مبهم نداری ۷

مکن با کس عیان راز دل خویش
که غیر از خویشتن محرم نداری ۸

دوای درد خود را هم ز خود جوی
که جز از خویشتن مرهم نداری ۹

اگر رستی تو از دستان این زال
بمردی کم دل از رستم نداری ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۱۷۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۴۲ - امروز مرا جام ز باده تهی استی
گوهر بعدی:شماره ۳۴۴ - رهم در بزم جان و دل تو دادی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.