هوش مصنوعی:
شاعر از یار خود میخواهد که اگر نمیتواند با او باشد، او را رها کند و به حال خود بگذارد. شاعر خود را فردی ناسازگار و یار را فردی مصلح میداند که نمیتواند با او همراه شود.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عاطفی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از واژگان و مفاهیم پیچیدهتر شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
رباعی ۳۱۷ - گه یار شوی تو با ملامتگر من
گه یار شوی تو با ملامتگر من
گه بگریزی ز بیم خصم از بر من ۱
بگذار مرا چو نیستی در خور من
تو مصلح و من رند نداری سر من ۲
گه بگریزی ز بیم خصم از بر من ۱
بگذار مرا چو نیستی در خور من
تو مصلح و من رند نداری سر من ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳۱۶ - اکنون که ستد هوای تو داد از من
گوهر بعدی:رباعی ۳۱۸ - با من شب و روز گرم بودی به سخن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.