هوش مصنوعی: این متن یک گفت‌وگوی شاعرانه بین دو نفر است که در آن یکی از عشق، غم، تقدیر و دل‌بستگی می‌گوید و دیگری پاسخ‌هایی حکیمانه یا عاشقانه می‌دهد. موضوعات اصلی شامل عشق، تقدیر، رهایی از غم و فلسفه‌ی زندگی است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تقدیر و غم نیاز به بلوغ فکری دارند.

شماره ۷۱ - گفتمش از غم توجانم خست

گفتمش از غم توجانم خست
گفت طرفی ز عشق رویم بست ۱

گفتمش بردی ازکفم دل ودین
گفت تقدیر شد ز روز الست ۲

گفتمش چون کند به چشم تودل
گفت باید حذر نمود از مست ۳

گفتمش چیست نرخ یک بوست
گفت هر چیز در دوعالم هست ۴

گفتمش گشته ام پریشان دل
گفت گفتم مزن به زلفم دست ۵

گفتم آن عهد بسته توچه شد
گفت من بستم وزمانه شکست ۶

گفتمش ده مرا نجات از غم
گفت می نوش وباش باده پرست ۷

گفتم آسوده دل که شد به جهان
گفت آن کس که دل به زلفم بست ۸

گفتمش کن مرا بلند اقبال
گفت مانند خاک ره شو پست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۰ - دهر ومافیها که شد موجود از بهر علی است
گوهر بعدی:شماره ۷۲ - شدآن پری به جلوه و ناگاه روببست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.