هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، توصیفی از عشق و رنج‌های ناشی از آن است. شاعر از دل‌بستگی به معشوق، جدایی و دردهای عاطفی می‌گوید و با تصاویر زیبا و استعاره‌های پراحساس، حالات روحی خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مفاهیم به بلوغ فکری نیاز دارند.

شماره ۹۲ - چنگم از زلف به دل آن بت دلبر زد ورفت

چنگم از زلف به دل آن بت دلبر زد ورفت
بود شهبازی وخود رابه کبوتر زد و رفت ۱

آن مه چارده آیا ز کجا کردطلوع
که ز رخ طعنه به خورشیدمنور زد ورفت ۲

که بدآن ترک وچه کین داشت که ناگه ز کمین
جست و برخسته دلم ازمژه خنجر زد ورفت ۳

این همان کافر خونخوار بود کز ابرو
به دل پیر و جوان تیغ مکرر زد ورفت ۴

به برم آمد و بنشست ومیش دادم وخورد
مست گردید ومرا سنگ به ساغر زد و رفت ۵

گفتم ای مه بنشین باده بنوش از سر ناز
دست بر زلف وهمی پای به عنبر زد و رفت ۶

آب برد از شکر و ریخت به روز شکر آب
از شکر خنده ز بس طعنه به شکر زد ورفت ۷

گر نبرده است لب او زشکر شیرینی
مگس از پیش شکر پس ز چه بر سر زد و رفت ۸

رفت تا از برم آن قوت روان قوت جان
مرغ روح از قفس تنگ تنم پر زد ورفت ۹

گفتم ای دوست ز عشقت که بلنداقبال است
گفت آن کس که زدست غم من در زد ورفت ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۱ - مشکی عجب ز گیسو آن ترک ماه رو داشت
گوهر بعدی:شماره ۹۳ - دوشم آن ترک پریچهره به بر آمد ورفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.