هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد عشق و دلبستگی به معشوقی میگوید که با وجود زیبایی بینظیر، به عشق او توجهی ندارد. شاعر از ناامیدی، رنج و بیقراری خود مینویسد و اشاره میکند که هیچکس از جذبههای معشوق در امان نیست. او همچنین از بیوفایی معشوق و نبود مرهمی برای درد خود شکایت میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانهای است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۲۸ - هیچ مرغی در قفس چون منگرفتاری ندارد
هیچ مرغی در قفس چون منگرفتاری ندارد
بختی مستی چومن هرگز گرانباری ندارد ۱
دلبری دارم تعالی الله که در حسن است یکتا
دلبری دارد ولیکن رسم دلداری ندارد ۲
تا پرستارم شودبیمار گشتم همچوچشمش
چون نکو دیدم به حال من پرستاری ندارد ۳
سرخ روئی نیست او را در بر عشاق بی دل
هرکه خون از دیده بر رخسار خود جاری ندارد ۴
دل ندارم من که گردد خون وریزد از دوچشم
نیست عیب چشمم ار بینی که خونباری دارد ۵
چشم مستت دل ز هشیاران برد اما به عهدت
هیچکس از دست چشمان تو هشیاری ندارد ۶
کی بلند اقبال گردد همچو من در روزگاران
آنکه درعشق بتان از خویش بیزاری ندارد ۷
بختی مستی چومن هرگز گرانباری ندارد ۱
دلبری دارم تعالی الله که در حسن است یکتا
دلبری دارد ولیکن رسم دلداری ندارد ۲
تا پرستارم شودبیمار گشتم همچوچشمش
چون نکو دیدم به حال من پرستاری ندارد ۳
سرخ روئی نیست او را در بر عشاق بی دل
هرکه خون از دیده بر رخسار خود جاری ندارد ۴
دل ندارم من که گردد خون وریزد از دوچشم
نیست عیب چشمم ار بینی که خونباری دارد ۵
چشم مستت دل ز هشیاران برد اما به عهدت
هیچکس از دست چشمان تو هشیاری ندارد ۶
کی بلند اقبال گردد همچو من در روزگاران
آنکه درعشق بتان از خویش بیزاری ندارد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۷ - دلبر آن نیستکه رخسار چوماهی دارد
گوهر بعدی:شماره ۱۲۹ - شب از خیال روی توخوابم نمی برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.