هوش مصنوعی:
متن بالا یک شعر عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از منجم درباره زمان طلوع آفتاب میپرسد و پاسخهای استعاری و نمادین دریافت میکند. شعر به موضوعاتی مانند عشق، جدایی، گریه، و مفاهیم عرفانی مانند اسرار و جفر اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و استعاری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر دارند و مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۱۴۳ - پرسیدم از منجم کی آفتاب گیرد
پرسیدم از منجم کی آفتاب گیرد
گفت آن زمان که از رخ آن مه نقاب گیرد ۱
گفتم به خواب کز چیست نائی به چشم من گفت
این خانه سیل گیر است ترسم که آب گیرد ۲
گریان ترم نموده است پستان یار آری
باران شود فزون تر آب ار حباب گیرد ۳
گفتم زچشم مستت عیارتر ندیدم
گفت آن کسی که پیشش از دل کباب گیرد ۴
غیر از تو کز دل من پیوسته باج خواهی
نشنیده ام که شاهی باج ازخراب گیرد ۵
اسرار حاصل جفر آمد دهانت اما
کو آن کسی که از وی حرفی جواب گیرد ۶
حنا چه سود دارد آور به کف دلم را
می خواهی ار که دستت نیکو خضاب گیرد ۷
غیر از بلنداقبال کز گریه لاله چشم است
از لاله کس ندیدم گاهی گلاب گیرد ۸
گفت آن زمان که از رخ آن مه نقاب گیرد ۱
گفتم به خواب کز چیست نائی به چشم من گفت
این خانه سیل گیر است ترسم که آب گیرد ۲
گریان ترم نموده است پستان یار آری
باران شود فزون تر آب ار حباب گیرد ۳
گفتم زچشم مستت عیارتر ندیدم
گفت آن کسی که پیشش از دل کباب گیرد ۴
غیر از تو کز دل من پیوسته باج خواهی
نشنیده ام که شاهی باج ازخراب گیرد ۵
اسرار حاصل جفر آمد دهانت اما
کو آن کسی که از وی حرفی جواب گیرد ۶
حنا چه سود دارد آور به کف دلم را
می خواهی ار که دستت نیکو خضاب گیرد ۷
غیر از بلنداقبال کز گریه لاله چشم است
از لاله کس ندیدم گاهی گلاب گیرد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۱۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۲ - در بر دلدار کی رفتم که دلداری نکرد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۴ - دلم ازدیدن آن طره طرار می ترسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.