هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر به زیبایی‌های معشوق خود مانند گل، خورشید، ماه و لعل بدخشان اشاره می‌کند و از عشق و دلباختگی خود سخن می‌گوید. همچنین، شاعر از شیرین‌زبانی و جذابیت کلام معشوق و تأثیر آن بر خود می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد.

شماره ۱۵۰ - کجا طلعت مه چو روی توباشد

کجا طلعت مه چو روی توباشد
کجا نکهت گل چوبوی توباشد ۱

نه کان بدخشان چو لعل تو دارد
نه خورشیدرخشان چوروی توباشد ۲

چو دیدم که زلف تو شد همچو چوگان
همی خواهدم دل که گوی تو باشد ۳

زند فاخته برسر سروکو کو
هم او در پی و جستجوی توباشد ۴

به یک جرعه از پا در انداخت ما را
چه صهباست کاندر سبوی تو باشد ۵

به شیرین کلامی شدم شهره از آن
که حرفم همه گفتگوی تو باشد ۶

بلند این چنین گشته اقبالم از آن
که روی دل من به سوی تو باشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴۹ - زلف از آنرو به رخ یار مشوش باشد
گوهر بعدی:شماره ۱۵۱ - گر عاشق تو بی دل وجان شد شده باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.