هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از درد و رنج عشق سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند آتش، تیر و کمان، و موی میان، احساسات خود را بیان میکند. او از فراق و غم عشق رنج میبرد و جهان را تاریک و پست میبیند. همچنین، اشارهای به گذر سریع زمان و تغییر فصلها دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۵۱ - گر عاشق تو بی دل وجان شد شده باشد
گر عاشق تو بی دل وجان شد شده باشد
وز عشق تو رسوای جهان شد شده باشد ۱
چون می شود آتش که بیفتد به نیستان
گر جسم من از عشق چنان شد شده باشد ۲
ای موی میانگر تن من از غم عشقت
باریک چو آن موی میان شدشده باشد ۳
چون ابرو ومژگان تو چون تیر و کمان است
گر قدچوتیرم چو کمان شد شده باشد ۴
رفتی ز برم زودتر از آب که از رود
از چشم من ار رودروان شد شده باشد ۵
گویند که امسال بهار آمد ودی رفت
ما ناشده آگاه خزان شد شده باشد ۶
اقبال بلندی که مرا بود گراز هجر
پست وسیه وخوار و نوان شدشده باشد ۷
وز عشق تو رسوای جهان شد شده باشد ۱
چون می شود آتش که بیفتد به نیستان
گر جسم من از عشق چنان شد شده باشد ۲
ای موی میانگر تن من از غم عشقت
باریک چو آن موی میان شدشده باشد ۳
چون ابرو ومژگان تو چون تیر و کمان است
گر قدچوتیرم چو کمان شد شده باشد ۴
رفتی ز برم زودتر از آب که از رود
از چشم من ار رودروان شد شده باشد ۵
گویند که امسال بهار آمد ودی رفت
ما ناشده آگاه خزان شد شده باشد ۶
اقبال بلندی که مرا بود گراز هجر
پست وسیه وخوار و نوان شدشده باشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۰ - کجا طلعت مه چو روی توباشد
گوهر بعدی:شماره ۱۵۲ - چهر توچون آتش آمد زلف توچون دودشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.