هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، از عشق و دلبستگی به معشوق و تأثیرات آن بر دل و جان شاعر سخن میگوید. شاعر از زیبایی معشوق، پریشانی خود و ارتباط عشق با حق تعالی صحبت میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد و نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
شماره ۱۵۵ - تا به زلف تو دلم ملحق شد
تا به زلف تو دلم ملحق شد
این پریشانی از او مشتق شد ۱
تومگر روی به مه بنمودی
که مه از نورجمالت شق شد ۲
بت ما رفت به بتخانه مگر
که چنین بتکده بی رونق شد ۳
دود آه دل ما شد به فلک
که چنین روی فلک ازرق شد ۴
آنکه با عشق تواش نیست سری
درهمان روز ازل احمق شد ۵
درمیان حق وباطل چه کند
آنکه جاهل به حد مرفق شد ۶
ما نگیریم قرار اندر نار
زآنکه ما را دل وجان زیبق شد ۷
کسی از عشق بلند اقبال است
که شب وروز دلش با حق شد ۸
این پریشانی از او مشتق شد ۱
تومگر روی به مه بنمودی
که مه از نورجمالت شق شد ۲
بت ما رفت به بتخانه مگر
که چنین بتکده بی رونق شد ۳
دود آه دل ما شد به فلک
که چنین روی فلک ازرق شد ۴
آنکه با عشق تواش نیست سری
درهمان روز ازل احمق شد ۵
درمیان حق وباطل چه کند
آنکه جاهل به حد مرفق شد ۶
ما نگیریم قرار اندر نار
زآنکه ما را دل وجان زیبق شد ۷
کسی از عشق بلند اقبال است
که شب وروز دلش با حق شد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۱۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۴ - عمر رفت و روزگار اندر فراقت صرف شد
گوهر بعدی:شماره ۱۵۶ - امروز عمر هم به فراق توشام شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.