هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد فراق و عشق نافرجام است. شاعر از دوری معشوق و رنج ناشی از آن مینالد و از اشکها و خون دلش میگوید. او با توصیف زیباییهای معشوق مانند زلف و خال، عمق عشق و اندوه خود را نشان میدهد. در نهایت، شعر به امید وصال و ستایش معشوق پایان مییابد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
شماره ۱۵۶ - امروز عمر هم به فراق توشام شد
امروز عمر هم به فراق توشام شد
درانتظار زندگی ما حرام شد ۱
ای ماه تا ز دیده من لایری شدی
دل لامکان ودیده مرا لاینام شد ۲
مهر تو را ز خلق نهان داشتم ولی
افشا ز دردهجر به خاط وبه عام شد ۳
چشمم گر از غم تونگرید عجب مدار
کز بس گریست خون دل من تمام شد ۴
دید آن زمان که مرغ دلم زلف وخال تو
رفت از برای دانه گرفتار دام شد ۵
جستم بهزلف تو دل گم گشته را زبس
گاهی مثال دال وگهی شکل لام شد ۶
عنبر چودید زلف توفیروزه خط تو
فیروزه ات کنیزک وعنبر غلام شد ۷
آخر بلنداقبال از وصل لعل تو
اندر غزل سرائی شیرین کلام شد ۸
درانتظار زندگی ما حرام شد ۱
ای ماه تا ز دیده من لایری شدی
دل لامکان ودیده مرا لاینام شد ۲
مهر تو را ز خلق نهان داشتم ولی
افشا ز دردهجر به خاط وبه عام شد ۳
چشمم گر از غم تونگرید عجب مدار
کز بس گریست خون دل من تمام شد ۴
دید آن زمان که مرغ دلم زلف وخال تو
رفت از برای دانه گرفتار دام شد ۵
جستم بهزلف تو دل گم گشته را زبس
گاهی مثال دال وگهی شکل لام شد ۶
عنبر چودید زلف توفیروزه خط تو
فیروزه ات کنیزک وعنبر غلام شد ۷
آخر بلنداقبال از وصل لعل تو
اندر غزل سرائی شیرین کلام شد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۵ - تا به زلف تو دلم ملحق شد
گوهر بعدی:شماره ۱۵۷ - دلم آشفته ز آن آشفته موشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.