هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و عرفانی، دربارهی عشق و دلدادگی به معشوق و تأثیرات عمیق آن بر دل و جان است. با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند زلف معشوق، شمع، گلستان و ابر، احساسات عمیق و پیچیدهی عاشقانه و روحانی بیان شدهاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و نمادهای بهکار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی ادبی دارد.
شماره ۱۵۸ - چون به پیش پای دلبر زلف سرافکنده شد
چون به پیش پای دلبر زلف سرافکنده شد
دل هم انر پای اوفتاد واز جان بنده شد ۱
دل سر زلف تو را بگرفت و از عالم گذشت
نه به فکر رفته ونه در غم آینده شد ۲
زد سر زلف خود آن دلدار و دلبرتر شد او
شمع را هم دیده ام چون سر زدندش زنده شد ۳
دامن آن نازنین آخر به چنگ آمد مرا
راست می گفتند هر جوینده ای یابنده شد ۴
شد دلم خرم ز بس چشمم ز غم افشاند اشک
ابر چون درگریه آمد گلستان درخنده شد ۵
هرکه را در گلستان قرب جانان راه نیست
مبتلای دام غم چون طایر پرکنده شد ۶
چون بلنداقبال یار آنرا که جامی باده داد
تا جهان پاینده می باشد هم اوپاینده شد ۷
دل هم انر پای اوفتاد واز جان بنده شد ۱
دل سر زلف تو را بگرفت و از عالم گذشت
نه به فکر رفته ونه در غم آینده شد ۲
زد سر زلف خود آن دلدار و دلبرتر شد او
شمع را هم دیده ام چون سر زدندش زنده شد ۳
دامن آن نازنین آخر به چنگ آمد مرا
راست می گفتند هر جوینده ای یابنده شد ۴
شد دلم خرم ز بس چشمم ز غم افشاند اشک
ابر چون درگریه آمد گلستان درخنده شد ۵
هرکه را در گلستان قرب جانان راه نیست
مبتلای دام غم چون طایر پرکنده شد ۶
چون بلنداقبال یار آنرا که جامی باده داد
تا جهان پاینده می باشد هم اوپاینده شد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۷ - دلم آشفته ز آن آشفته موشد
گوهر بعدی:شماره ۱۵۹ - ز ازل چو دلبر ما به خیال دلبری شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.