هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر آرزوی شاعر برای یاری و همراهی معشوق است که میتواند آرامشبخش دل بیقرار او باشد. شاعر از دردها و رنجهای خود میگوید و آرزو میکند که معشوق از حال او آگاه شود و دلش برای او بسوزد. همچنین، او به یاد عارض معشوق به گلستان میرود و از تأثیر عشق و نالههای خود بر طبیعت سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۶۱ - چه نعمتی است اگر یار یار ما می شد
چه نعمتی است اگر یار یار ما می شد
قرار بخش دل بیقرار ما می شد ۱
شدی خلاص دل ما ز ششدر غم و درد
اگر که خال رخ اودوچار مامی شد ۲
به حال ما دلش ار سنگ بودمی شدآب
اگر کسی خبر ازروزگار ما می شد ۳
به یاد عارض او سوی گلستان رفتیم
به هر گلی که رسیدیم خار ما می شد ۴
زآه وناله نمودیم آن چنان کاری
که رعد وبرق به حیرت زکار ما می شد ۵
به هر چمن که رسیدیم بسکه گرییدیم
ز خون دیده چمن لاله زار ما می شد ۶
گرآن نگار برد نامی از بلند اقبال
همین بسی سبب افتخار ما می شد ۷
قرار بخش دل بیقرار ما می شد ۱
شدی خلاص دل ما ز ششدر غم و درد
اگر که خال رخ اودوچار مامی شد ۲
به حال ما دلش ار سنگ بودمی شدآب
اگر کسی خبر ازروزگار ما می شد ۳
به یاد عارض او سوی گلستان رفتیم
به هر گلی که رسیدیم خار ما می شد ۴
زآه وناله نمودیم آن چنان کاری
که رعد وبرق به حیرت زکار ما می شد ۵
به هر چمن که رسیدیم بسکه گرییدیم
ز خون دیده چمن لاله زار ما می شد ۶
گرآن نگار برد نامی از بلند اقبال
همین بسی سبب افتخار ما می شد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۰ - خبر گر از دل آشفته ما یار ما می شد
گوهر بعدی:شماره ۱۶۲ - به وطن یار سفرکرده ما خوب آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.