هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق به معشوق، ناکامی‌ها، دل‌سوزی‌ها و حالات روحی خود سخن می‌گوید. او از بی‌وفایی معشوق، تلاش‌های بی‌حاصل و دردهای عشق شکایت دارد و در عین حال، به زیبایی‌های معشوق و مستی ناشی از عشق اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که ممکن است برای نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مستی و دل‌سوزی‌های عشقی نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۸۷ - من پی دلبر واو را بر دل منزل بود

من پی دلبر واو را بر دل منزل بود
دل بیهوش مرا بین چه عجب غافل بود ۱

تحفه ای از دل وجان در برجانان بردم
لیک مقبول نیفتاد که ناقابل بود ۲

«شربتی از لب لعلش نچشیدیم آخر»
کوشش ما ودل ما همه بیحاصل بود ۳

آخر اندر خم زلف توبه زنجیر افتاد
دل که دیوانه شد از عشق رخت عاقل بود ۴

بی گنه طره طرار تواندر بند است
ترک مستت دل مسکین مرا قاتل بود ۵

دل به دل دارد اگر راه چرا پس دل من
مایل مهر ودل تو به جفا مایل بود ۶

زاهد شهر که می داد ز می توبه به ما
کار او بود ریا وعلمش باطل بود ۷

دوش دیدیم به میخانه به پای خم می
مست افتاده چه لایشعر ولایعقل بود ۸

می شدم شهره عالم به بلنداقبالی
التفات تو به حال دلم ار شامل بود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۶ - هرکه را دیدم به دیدار رخت مشتاق بود
گوهر بعدی:شماره ۱۸۸ - از غم رویش مبین کز گریه چشمم نم بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.