هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر احساسات شاعرانه و عاشقانهای است که در آن شاعر آرزو میکند تا از عقل فاصله گرفته و در میخانه ساکن شود، به زندگی جاودان پس از مرگ امید دارد، و از زیبایی معشوق و دامهای عشق او سخن میگوید. شاعر همچنین از دیوانگی و پروانهوار شدن در محفل معشوق سخن میگوید و از زلف و خال معشوق به عنوان نمادهای عشق یاد میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به میخانه و دیوانگی ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب داشته باشد.
شماره ۲۴۸ - عقل را چندی زمن بیگانه می کردند کاش
عقل را چندی زمن بیگانه می کردند کاش
ساکنم در گوشه میخانه می کردند کاش ۱
زندگی جاودان تا گیرم از سر بعد مرگ
کاسه فرق مرا پیمانه می کردند کاش ۲
بر فروزد هر کجا شمع عذار آن نازنین
اندر آن محفل مرا پروانه می کردندکاش ۳
تا مگر بر گردنم از زلف زنجیری نهند
این پریرویان مرا دیوانه می کردندکاش ۴
تا به دست آید دل جمعی پریشان همچومن
طره طرار او را شانه می کردند کاش ۵
خال جانان دانه است وطره اودام دل
مبتلای دامم از آن دانه می کردند کاش ۶
زلف اورا مار کردندورخش را گنج حسن
هم بلنداقبال را ویرانه می کردندکاش ۷
ساکنم در گوشه میخانه می کردند کاش ۱
زندگی جاودان تا گیرم از سر بعد مرگ
کاسه فرق مرا پیمانه می کردند کاش ۲
بر فروزد هر کجا شمع عذار آن نازنین
اندر آن محفل مرا پروانه می کردندکاش ۳
تا مگر بر گردنم از زلف زنجیری نهند
این پریرویان مرا دیوانه می کردندکاش ۴
تا به دست آید دل جمعی پریشان همچومن
طره طرار او را شانه می کردند کاش ۵
خال جانان دانه است وطره اودام دل
مبتلای دامم از آن دانه می کردند کاش ۶
زلف اورا مار کردندورخش را گنج حسن
هم بلنداقبال را ویرانه می کردندکاش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۷ - زلف تو چو دودآمد وچهر تو چوآتش
گوهر بعدی:شماره ۲۴۹ - غم هجران به جان من زد آتش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.