هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد هجران و دوری یار می‌نالد و آتش غم هجران را توصیف می‌کند که بر جان، خانه و وجودش افتاده است. او از دوستی می‌گوید که با هجرانش، آتش به خانمانش زده و فلک نیز بر آشیانش آتش افکنده است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و غم‌انگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، درک کامل احساسات پیچیده‌ی بیان‌شده نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۲۴۹ - غم هجران به جان من زد آتش

غم هجران به جان من زد آتش
به مغز استخوان من زدآتش ۱

سراپا سوختم از دوری یار
چرا بر نیستان من زد آتش ۲

حدیثی گفتم از هجران که ناگه
بیانش بر زبان من زدآتش ۳

دهد بر باد تا خاکسترم را
به جان ناتوان من زدآتش ۴

چه خصمی داشت با من دوست کز هجر
چنین برخانمان من زدآتش ۵

به شاخی آشیان کردم چومرغی
فلک بر آشیان من زد آتش ۶

بلند اقبال را دیدم که میگفت
غم هجران به جان من زدآتش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۴۸ - عقل را چندی زمن بیگانه می کردند کاش
گوهر بعدی:شماره ۲۵۰ - دلبر سیمین تن من دل ز آهن باشدش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.